اینقدر این راحیلی امروز تو خونشون لطف کرد بهمون همه چی داد خوردیم دفیقا شبیه این شکلک شده بودیم فکر کنم تا فردا شب هم گرسنه نشیم قسمت قشنگ مهمونیمون بستنی خوردن بود که همه یه قسمت از بستنیشونو میدادن به من منم که به این موجود خوشمزه نه نمیگفتم بعد دیگه آخراش اینقدر شلوغ کرده بودیم و خندیده بودیم و البته خورده بودیم که هممون نای تکون خوردن نداشتیم تا رسیدم خونه خوابم برد کلا یادم رفته بود که قرار بود به یه عزیزی تا شب یه چیزیو جواب بدم یهو چشم باز کردم دیدم شب شده این شکلی شدم دقیقا
یه مرد دوست داره وقتی که پیش دوستهاشه و داره بهش خوش میگذره تنها باشه و شده برای ساعتی خودش باشه و خوشیش ... اما یه زن دوست داره حتی وقتی با دوستهاشه طرفش گاهی حالشو بپرسه ....