*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
کلا من آدمیم که حوادث و اتفاقات و مشکلات چند ساعت یا چند روز بعد روم تاثیر میگذاره درست وقتی همه غم دارن من راحتم و ساکت به همه آرامش میدم بعد وقتی که همه آروم شدن من تازه به مساله پی میبرم که چی شده چه خبره عمق فاجعه چقدره ...همه میگن خوبه اما من میگم بده چون تنهایی تحمل میکنم مشکلاتو ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
این روزها یا به تو می اندیشم یا به این می اندیشم که چرا به تو می اندیشم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
من از پایان میترسیدم و آغاز کردم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
وقتی عصبی و ناراحتم دایره ی لغاتم به شدت گسترش پیدا میکنه و همیشه کلمات عجیب و غریب و قلمبه سلمبه میاد به ذهنم و ازشون استفاده میکنم و شدیدا فلسفی میشم تا حدی که طرف مقابلم گاهی فقط بهم با تعجب نگاه میکنه که من این کلماتو از کجا پیدا کردم ...حالا بر عکس وقتی حالم خوبه خیلی ساده حرف میزنم ...یه جورایی فعل معکوس تو وجودم همیشه هست ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
دیوانه ای را گفتند چه خواهی از خدای خویش ؟ گفت : عقل سالم خواهم تا برای عشقم دوباره دیوانه شوم !