دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

مدتهاست که درباره ام را گذرانده ام دیگر هیچ ندارم ....هرچه هست سکوت است و سکوت ...و شاید لبخندی تلخ... درباره »
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
زن - مجرد
امتیاز: 17647

دنبال‌شدگان

(1740 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(973 کاربر)

گروه‌ها

(112 گروه)

بازدید

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

میکنم من نمونه ی کامل یک دانشجوی شب امتحانی هستم که از ده فصل 6 فصلو به شکل خلاصه خوندم

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در وقتی...

تقریبا نیم ساعت میشه شب بخیر بهم گفتیم ولی همچنان در حال حرف زدنیم

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

چقدر دلم تنگ شده بود برای این جمله که یکی بگه بخواب صبح پاشو درس بخون ...الان یه دوست خوب بهم گفت ...یه حس خوب!

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

در آیینه به تو زل می زنم کاش یک بار هم آیینه ها معکوس بود !

فقط نی نی
1376679991604668_thumb.jpg فقط نی نی

دخترم این شکلی نشه میکشمش اگرم اینجوری نخنده خفش میکنم

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در وقتی...

تو یه سایت دیگه تنها کسی که از خودش مینویسه منم و خود مدیر سایت رسما تو یه خطاب ازم تشکر کرد و یه گروه برام زد

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

اون دختر کوچولوی وجودم که باعث میشه من شلوغ کنم و بخندم همون که یه وقتها هم لجباز میشه ....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

کلا با خرسا حال می کنم ۶ ماه میخوابن ۶ ماهم میرن ماهیگیری کلا تو عشق و حالن . باور کن

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در دوره

در همین حوالی کسانی هستند که تا دیروز میگفتند بدون تو نفس هم نمی توانند بکشند... اما حالا ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
فرياد بی صدا
فرياد بی صدا

باختم تا دل خوشت کنم! بدان که برگ برنده ات سادگیم نبود. "دلم" بود...

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

ای کاش نگاهت زیر نویس داشت !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در خاطرات

خاطره گفتم یاد دوستهایی افتادم که روزگار و بازیهاش هر کدوممونو به نوعی از هم جدا کرد ... یکی رفت خارج یکی رفت یه شهر دیگه زندگی کنه یاد اعظم و فریبا که پایه های همیشگیه کوه رفتنو گشت و گذار ما تو تهران بودن ...یاد احمد رضا که دوست خوبمون بود با احساسات قشنگش .... یاد خشایار و حرفهای عاقلانش... یاد شلوغ کردنهامون تو هر جا که میرفتیم تا جایی که صدای همه در میومد ...یاد روزایی که هر کدوممون غذا میپختیم که کل بندازیم ...یاد روزهای برفی و بارونی و بسیار گرم که ما فقط دنبال تجربه بودیم و اصلا برامون مهم نبود آب و هوا چطوره یاد امتحان دادنهای فریبا که میکشت منو دلم گرفت الان هممون تجربه هامونو کردیم شلوغیهامونو کردیم نشستیم یه گوشه ی دنیا و فقط مینویسیم

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در خاطرات

یادمه 10 سال پیش که عده ی خیلی کمی از اقشار جامعه از نت و چت و اینا استفاده میکردن منو خواهرام با دوستهام شدیدا معتاد چت بودیم چقدر میخندیدیم روز و شبمون شده بود چت و سرکار گذاشتن ملت چقدر موضوعات خنده داشتیم کلی با ملت قرار میگذاشتیم ولی نمیرفتیم سر قرار فقط بعضی هاشون که خوب بودنو میرفتیم البته دورادور نگاه میکردیم میخندیدیم ده سال پیش پول تلفن خونمون 120 هزار تومن شده بود چقدر سر این مسئله هم خندیدیم طفلی بابام پرداخت کرد بعد رو آوردیم به چت با ایرانیهای خارج از ایران یعنی تیمی چت میکردیم تیمی از نت و تل استفاده میکردیم ولی الان عاقل شدیم رفتیم تو لاک خودمون

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

ﮔﻔﺖ ﺑﯽ ﻣﻦ ﭼﯽ ﻣﯿﮑﺸﯽ ؟ ﮔﻔﺘﻢ ﯾﻪ ﻧﻔﺲ ﺭﺍﺍﺍﺍﺍﺣﺖ ! میخوام سر به تنت نباشه ، ﻭﺍﻟــــــــــﺎﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍ ﻓﮏ ﮐﺮﺩﻩ ﻧﺒﺎﺷﻪ ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ (خدایی عین حقیقته ها )