دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

مدتهاست که درباره ام را گذرانده ام دیگر هیچ ندارم ....هرچه هست سکوت است و سکوت ...و شاید لبخندی تلخ... درباره »
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
زن - مجرد
امتیاز: 17647

دنبال‌شدگان

(1740 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(973 کاربر)

گروه‌ها

(112 گروه)

بازدید

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

از اونایی که متنهاشونو حتی در صمیمی ترین نوع نوشتن ویرایش میکنن و علامتها رو درست و به جا به کار میبرن خیلی خوشم میاد البته که نوشتنشون بیشتر به دل میشینه ....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

یـه وقتایی دیگـه حسش نیـــست غصـه بـخـوری .... رسـما غـصـه تــــــــو رو مـیخـوره...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

تکرار لحظه های بی محتوا ....هر شب همین ساعت به بعد ....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در میکده

جهان چیزی شبیه موهای توست، سیاه و سرکش و پیچیده خیال کن چه بی‌بختم من! که به نسیمی حتی جهانم آشوب می‌شود...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

من و تو بارها زمان را در کافه ها و خیابان ها فراموش کرده بودیم و حالا زمان داشت از ما انتقام می گرفت در زدی باز کردم سلام کردی اما صدا نداشتی به آغوشم کشیدی اما سایه ات را دیدم که دست هایش توی جیبش بود به اتاق آمدیم شمع ها را روشن کردم ولی هیچ چیز روشن نشد نور تاریکی را پنهان کرده بود...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

مرد برای هضم دلتنگی هاش گریه نمیکنه قدم میزنه!

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در میکده

کســی را دیــدم کــه جوانــی اش شانــه لا بـه لای مـو هایـش گـیر نمــی کرد... کســــــــی کــــه آرزو داشـــــــت بــالای چشمَــش ابـــرو باشــــد. کســـی کــه کودکیــش را بـــا چشم چشم دو "ابــرو" آغــــاز نکرد... بیاین با هم برای کسایی که حتی ملاقاتشون هم ممنوع شده ، دعا کنیم ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در میکده

یادمه کوچول بودم روز معلم که میشد اینقده ما مخمون دست نخورده بود برای معلمهامون هدیه میبردیم کیک میخریدیم عکس مینداختیم بعد این خانمها وقت برگشتن باید یه نیسان واسه گلهاشون میاوردن و یه کامیون واسه هدیه بردنشون به خونه هیچی دیگه جهزیه دختراشون که هیچ دختر همسایه رم شوهر میدادن با این همه هدیه بعد چند سال یا مادرا کلاسشون رفت بالا یا هدیه خز شد همه پول جمع میکردن سکه یا جواهرات میخریدن الان که طلا هم رفته بالا هیچی... امروزم که کلا روز معلم تعطیل بود ....قیافه ی معلم ها دیدن داشته امروز هااااااا ای حال کردم هدیه نگرفتن امروز

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

دقت کردی خانوم ها چه اسمای سختی دارن واسه لباسا و کاراشون...؟ تاپ، مینی ژوب، مانیکور، پدی کور، بیکینی، شومیز، ماکسی.... مال ما مردا دیگه پیچیده ترین اسمش عرق گیره!!! یه همچین موجوداتِ ساده زیستی هستیم!

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

بیـزارم از افرادی کـه صدای عرعر خود را نمی شنوند درحالیکه گوش های تو را دراز می بینند ....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در میکده

دو چیز را هیچ وقت فراموش نکن 1 - خدا را 2 - مرگ را... دو چیز را همیشه فراموش کن 1 - خوبی تو به کسی 2 - بدی کسی به تو ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در سلام

سلام به همه شبتون زیبا و شاد

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در میکده

مرا چه به تنهایی و سکوت ؟ نقاشی می کشم دنیای وارونه ام را ، از اینجا تا بی انتهایی تو رنگ در طرح بوسه ای بر باد درختی در آغوش خاک آسمانی بی ماه طبیعتی برهنه و من چشمانم حکایت ها دارد ... مرا چه به تنهایی و سکوت ؟

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در میکده

سلام روزگار…چه میکنی با نامردی مردمان…من هم …اگر بگذارند …دارم خرده های دلم را…چسب میزنم…راستی این دل …دل می شود ؟

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در سلام

سلام علیکم جمیعا