دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

مدتهاست که درباره ام را گذرانده ام دیگر هیچ ندارم ....هرچه هست سکوت است و سکوت ...و شاید لبخندی تلخ... درباره »
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
زن - مجرد
امتیاز: 17647

دنبال‌شدگان

(1740 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(973 کاربر)

گروه‌ها

(112 گروه)

بازدید

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

بینوا خواهر که تمام مشکلات برادر حتی بعد ازدواج هم گردن اونه ...ولی همینشم قشنگه !

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

وای به حال روح تنهای پر از سکوتم ....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

الان دیگه کاملا عمه شدنم تایید شد هرکی بهم بگه عمه و از اون مسائل عمه ای و اینا نفرینش میکنم به درد عمه یا عمو و دایی و اینا مبتلا بشه

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

طبق آخرین خبر فهمیدم که برای بار دوم عمه شدم و کودک در راه دختر میباشد ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

موبایلم کارایی جدید پیدا کرده وسیله ای شده برای گذاشتن لای صفحه ای که جواب سوالات توشه ...یادم نمیاد زنگش چی هست ؟

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

کلی درس دارم سردرد هم داره تشریفشو میاره مثل هر شب ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

چقدر امشب با دنبالر خندیدم....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

ﯾﻬﻮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ ﻋﻮﺽ ﺷﯽ ﭘﺴﺖ ﻫﺎﯼ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﻣﯿﺰﺍﺭﯼ ﺗﻮﯼ ﭼﺖ ﻫﻤﺶ ﺁﯾﮑﻮﻥ ﺧﻨﺪﻩ ﻣﯿﺬﺍﺭﯼ ﺁﻫﻨﮓ ﺷﺎﺩ ﭘﻠﯽ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﯾﻪ ﻣﺪﺕ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯿﺪﯼ ﻭﻟﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﮐﻢ ﻣﯿﺎﺭﯼ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻏﻢ ﺗﻮ ﭼﺸﺎﺕ ﺟﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﺗﻮ ﺍﻭﻥ ﺁﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﺳﻌﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﻬﺶ ﺗﻈﺎﻫﺮ ﮐﻨﯽ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺁﻟﺒﻮﻡ ﺁﻫﻨﮕﺎﯼ ﻫﻤﯿﺸﮕﯿﺘﻮ ﭘﻠﯽ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﺗﻤﻮﻡ ﺍﻭﻥ ﻣﺪﺗﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﯽ ﻭ ﺗﻈﺎﻫﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ .. ﺁﺭﻩ ﺗﻮ ﺍﯾﻨﯽ ﯾﻪ ﻗﻬﻮﻩ ﮐﻪ ﻫﺮ ﭼﯽ ﺷﮑﺮ ﺑﺮﯾﺰﯼ ﺑﺎﺯﻡ ﻫﻤﻮﻥ ﺗﻠﺨﯿﻪ ﻧﺎبو ﺩﺍﺭﻩ ....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

گریزانم از این بیهوده رفتن ها ....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

یه آدمایی هم هستند که هیچ وقت ترکت نمیکنن ولی بلدن کاری کنن تا خودت یواش یواش ترکشون کنی ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

یه دنبالریه نزدیک به خونمون یافت کردم تهران بودنش خوبه نزدیک بودنش خیلی باحاله

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

ﭼﻨﺪﯾﻦ ﻭ ﭼﻨﺪ ماه ﻣﻨﺘﻈﺮﯼ ﮐﻪ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﻪ ، ﻣﺪﺍﻡ ﮔﻮﺷﯿﺖ ﺭﻭ ﭼﮏ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺗﻤﺎﺳﯽ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﺎﺷﯽ ، ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺯﻧﮓ ﻣﯽﺯﻧﻪ ، ... ﺑﺎ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩﯼ ﺑﻪ ﮔﻮﺷﯿﺖ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﺯ ﻭﯾﺒﺮﻩ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ ﺗﮑﻮﻥ ﻣﯽﺧﻮﺭﻩ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺗﺎ ﻗﻄﻊ ﺑﺸﻪ ، ﺍﯾﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪٔ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺯﯾﺎﺩﻩ ... ﺁﺩﻣﺎ ﺍﺯ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻣﻮﻧﺪﻥ ﺧﻨﺜﯽ ﻣﯿﺸﻦ !

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

لعنت به سرفه که خفم کرده ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

عاشقانه هایم درد میکند ...سطر سطر نوشته های منی !

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

فاطمه داشت گلابی میخورد یهو خندید پرید تو گلوش یه سرفه زد بعد شیرین بهش با تعجب گفت چی شد؟ فاطمه با حالت تعجب و آرامش گفت هان ؟ هیچی ! دقیقا این شکلی بود بعد شیرین یدونه زد تو صورت فاطمه پشتش یکی تو سرش فاطمه هم هنوز تو شک خفگی بود منو میگین اونور غش کردم از خنده در حد مرگ اینقدر بلند خندیدیم مامانم تعجب کرد

این ارسال را بازنشر کرده است.