*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
اینقدر که من امروز کار مثبت کردم در یک سال گذشته انجام نداده بودم انرژیم تحلیل رفت شدید ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
من همون دیوونه ام که هیچ وقت عوض نمیشه ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یه لحاظی هست تو دنیای دخترونه که هی باید لحاظ بشه ...دقیقا از اون لحاظ !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
خودمو میگم من بسی خوشحالم که سید نیستم والا... پز دادن داره این مسئله؟ در زبان عربی کلا به آقا و بالا دست میگن سید پس همچین چیز خاصی نیستن از نظر من کسی که شجره نامه ی اثبات شده داشته باشه و اونو به تایید اهل فن رسونده باشه سیدِ نه هرکس که میلش کشید اول اسمش یه سید گذاشت ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
پسر عمم از مکه اومده حالا هی زنگ میزنن واسه فردا که بیاید هی من دارم میپیچونم هی بابام میاد میگه طهورا اگه نیای فلانی دلخور میشه عمت ناراحت میشه گیر کردیما هرچی من میخوام دوری کنم اینا ول نمیکنن
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
دعوت هایی که فقط و فقط برای من ضد حال هستند و بس ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یکی دیگه از مکه میاد ما دردسر داریم زوری که نمیشه که رفت مجلس حاجیان بد بختی داریمها .
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
امان از حاجیان ریاکار ...فردا مجلس شیاطین برپاست !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
باید اعتراف کنم که دیگه توان گذشته رو ندارم هم زود خسته میشم وقت کار هم چشمم درد میگیره ...قبلا وقت خلق اثر جدید یه کله کار میکردم الان هی میشینم هی ادامه میدم ...ولی جالبه فکر میکردم بعد تقریبا یکسال فراموش کردم ولی هنوز یادمه ...راست میگفت همکار عزیز که انگشتات خشک میشه ولش نکن یه جورایی انگشتام اولش میلرزید ولی تونستم تا یه جاهایی قشنگ شده ...من میتونم !