اِبی بن بست. . .
هــــي با تـــو ام! این روز هــا از کنـار مــن که میگــذری احتیــاط کـن !!! هزاران کارگــر در مــن مشغـــول کارنــد! روحیــه ام در دســت تعویض اســت
اِبی بن بست. . .
دو دریچه دو نگاه دو پنجره، دو رفیق دو همنشین دو حنجره دو مسافر تو مسیر زندگی، دو عزیز دو همدم همیشگی با هم از غروب و سایه رد شدیم، قصۀ عاشقی رو بلد شدیم فکر میکردیم آخر قصه اینه، جز خدا هیچکی ما رو نمیبینه دو غریبه دو تا قلب در به در، دو تا دلواپس این چشمای تر دو تا اسم دو خاطره دو نقطهچین، دو تا دور افتادۀ تنهانشین
اِبی بن بست. . .
می خواهم نگاهت کنم، اما؛ می ترسم از قندیل های یخی نگاهت؛ که مبادا قلبم را پاره کنند...
اِبی بن بست. . .
گاهی وقتا دلم میخواد مثل جودی ابوت باشم! پر انرژی ... با خنده هایی که از ته دلن ... گریه هایی که با دلیلن ... با اون شخصیتی که جلوی هیشکی نمیشکنه ... و یه بابا لنگ دراز که واسش بنویسم .....!
اِبی بن بست. . .
نیمکت کهنـﮧ پآرکـ ... خآطرآت دورش رآ.. در اولیـن بآرش زمستآنے از ذهن پآک کرده بود... خآطره ے شعرهآیے کــﮧ هرگز نسروده بودمــ... خآطره ے آوآزهآیے رآ کــﮧ هرگز نخوآنده بودے..
اِبی بن بست. . .
چقدر خـوب! قــد کشیــده ای؛ بزرگــ شــده ای؛ راه رفتــن آموخــته ای. فقــط یک چـــیزی... تکلــیف اینهــمه گُــل که وقــتِ تمـــرینِ راه رفتــن لگــدمالشــان کـــرده ای چــه مــی شــود. .. ؟!
اِبی بن بست. . .
بے تو نه بوے خاک نَمـ خوردهـ آراممـ کـَرد نه شُمارش سـِتاره ها تَسکینَمـ ... ! چرا صدایَمـ کـَردے ؟! چرا ؟
اِبی بن بست. . .
شبه همگی بخییییر تااااا فردا اگر شد بیایم....خوش بگذره به همه