اِبی بن بست. . .
بچها دوستای خوبه خودم شب همگی بخیر..... حوصلم تعطیله اعصابم خرابه....دلم میخاد بخوابم که بیدار نباشم شاید درست شم ماکه به قوله یکی از بچها رفتیم سراغه کپه مرگه.... شبتون خوش
اِبی بن بست. . .
دلت که تنگ يک نفر باشد همه هم که بيايند تا خوش بگذرد و لحظه اي فراموش کني! فايده ندارد... تو دلت تنگ است... دلت براي همان يک نفر تنگ است... تا نيايد...تا نباشد...تا دستت بر گيسوان بلندش نياويزد هيچ چيز درست نميشود... من دلم تنگ کسي است که به دل تنگي من نمي انديشد
اِبی بن بست. . .
چترت را ببند! بگذار٬ خیس شویم! خیس از باران ِ باهم بودنمان!
اِبی بن بست. . .
تـنـهـایـی ؛ زمـسـتـانِ " سـیـبـری " سـتـ ، انـگـار !! اسـتـخـوان مـیتـرکـانَــد..
اِبی بن بست. . .
تنگ دیدارت هستم اگرچه خودم از درون حصار تنهایی ام برایت می نویسم از روزها و خاطرات خوشی سخن می گویم که توآن ها را محو کرده ای از شروعی مینویسم که پایانی برای آن نیست از آن همه دلبستگی ها دیوانگی ها باور کن ای مهربان من که تا ابد چشم به راه بازگشتت خواهم بود
اِبی بن بست. . .
خوشم میاد اگه کسی خوشش نیاد خودم می تونم خوشم بیاد !
اِبی بن بست. . .
عشق.عشق.عشق.از این کلمه متنفرم.چشم هایم بخاطر فهم این کلمه هر روز میبارند
اِبی بن بست. . .
دراغوشت که مرامیگیری انقدرارام میشوم که یادم می رود نفس بکشم!!!!!.............
اِبی بن بست. . .
ززندگی تا چه اندازه میتونی بد باشه .....
اِبی بن بست. . .
درد روحمـ را میخراشد همچونـ دُشمنیـ پُر قدرتـ و مـــ ن ناتوانتر از آنکهـ بتوانمـ بجنگمـ صدایـ ِ شیونـ ِ روحمـ را بهـ نظارهـ نشستهـ امـ ...
اِبی بن بست. . .
سالهاســــت عبور کرده ام از خویش . . یادم بخیــر . . .
اِبی بن بست. . .
شخصی مادر پیرش را در زنبیلی می گذاشت و هرجا می رفت، همراه خودش میبرد. روزی حضرت عیسی او را دید، به وی فرمود: آن زن کیست گفت مادرم است. فرمود: او را شوهر بده. گفت: پیر است و قادر به حرکت نیست. پیرزن دستش را از زنبیل بیرون آورد و بر سر پسرش زد و گفت: آخه نکبت! تو بهتر می فهمی یا پیغمبر خدا؟