اِبی بن بست. . .
آسمـان هـم کـه بـاشی بـغلت خـواهــم کـرد … فـکر گـستـردگـی واژه نبـاش هـمه در گـوشه ی تـنـهایـی مـن جـا دارنـد … پـُر از عـاشـقـانـه ای تـو دیـگر از خـدا چـه بـخواهــم ؟؟؟
اِبی بن بست. . .
بند نمی آید دوست داشتنت ! مثل آنکه شاهرگ احساسم را بریده باشی ! .....
اِبی بن بست. . .
وقتی فراموشت خواهم کرد که عقلم خاموش ، نفسم قطع ، روحم در آسمان و بدنم زیر خاک باشد !
اِبی بن بست. . .
دلم یک کوچه میخواهد بی بن بست.. و بارانی نم نم... و یک خدا ، که کمی با هم راه برویم !! همین ...!
اِبی بن بست. . .
هر که آید گوید: گریه کن، تسکین است گریه آرام دل غمگین است چند سالی است که من می گریم در پی تسکینم ولی ای کاش کسی می دانست چند دریا بین ما فاصله است من و آرام دل غمگینم
اِبی بن بست. . .
ای کاش یک بار همین یک بار ....
تکرار میشدی تکرار ....
اِبی بن بست. . .
بگذار کسی نداند که چگونه من به جای نوازش شدن ، بوسیده شدن ، گزیده شده ام ..... "شاملو
اِبی بن بست. . .
ازم نخواه که حرف بزنم وگرنه باید ساعتها و روزها بشینی تا بغضهای من یکی پس از دیگری باز شود .....
اِبی بن بست. . .
بـبـیــن! این دیوار دیگر جایی برای خط زدن ندارد خوش به حال تو که خودت را راحت کردی تنها یک خط کشیدی آن هم روی مـــن...
اِبی بن بست. . .
بـبـیـن! این دیوار دیگر جایی برای خط زدن ندارد خوش به حال تو که خودت را راحت کردی تنها یک خط کشیدی آن هم روی مـــن...