اِبی بن بست. . .
زیباترین قســـم سهراب سپهری ***** نه تو می مــانی و نه انــدوه ... و نه هیچیـــــک از مردم ایــــن آبادی... ... به حباب نگـــــران لب یک رود قســــم، ... ... ... و به کوتاهــــی آن لحظه شـــــادی که گذشت، غصــــه هم می گــــذرد، آنچنــــانی که فقط خاطــــره ای خواهـــد ماند... لحظه ها عریاننــــد. به تن لحظـــه خود، جامه انــدوه مپوشان هرگــــز
اِبی بن بست. . .
وقتی چشمـ ـانمــ را روی همــ می گذارمـــ خوابـــ مـ ـرا نمی بــ ـرد تــ ـو را می آورد ! از میانــ فرسنگــــ ها فاصلـ ـ ـهـ ...!
اِبی بن بست. . .
ای کــــــــــــــــــــــــــاش انسانها همانقــــــدر که ازارتفاع میترسیدند کمــــی هم از پستی هراس داشتند ای کــــــــــــــــــــــــــــاش ....
اِبی بن بست. . .
غم نیست... آنچه میآزاردم نبودنی سبک بال است ... بودنی در کنج لحظه های هیچ ... من دل باخته افسانه ای هستم .... که گویا قهرمانش را سر بریده اند...!!!
اِبی بن بست. . .
اشتباه از آنجا شروع شد که تو را بیشتر از آنچه بودی پنداشتم اشتباه از انجا شروع شد که فکر می کردم با بقیه فرق میکنی تاوان اشتباهم را هم میدهم ..دیگر تا ابد تنها می مانم