اِبی بن بست. . .
درد روحمـ را میخراشد همچونـ دُشمنیـ پُر قدرتـ و مـــ ن ناتوانتر از آنکهـ بتوانمـ بجنگمـ صدایـ ِ شیونـ ِ روحمـ را بهـ نظارهـ نشستهـ امـ ...
اِبی بن بست. . .
حالم خرابه....داغونم....از موندم خستم......
اِبی بن بست. . .
حواســــم را هرکــــجا که پــرت می کـــنم باز کـــنار تـــو می افتد ..........
اِبی بن بست. . .
زیاد فرق نکرده
خود ِ خودشه
فقط اونی که داره باهاش قدم میزنه من نیستم ...
اِبی بن بست. . .
با تمــــام فعل هايی
که با نون نشدن صرفــــــ ميشوند
ميتوان کنــــار آمد
اما فعــــــل نديدن خنده هايتــــــــ را
نمی توان صرفــــــــ کــــرد . . .
اِبی بن بست. . .
تويي که مي خوني بشنو ، بشنو از زمين باير يک سرزمين سوخته ، بشنو از شاخه خشک شده ، از ابر بغض کرده ، از همه اينها فقط يه کلمه مي شنوي: مرگ!!!
اِبی بن بست. . .
خــدایــا...! ایــنــکه مــیــگن از رگ ِ گــردن نـزدیـکـتـری و ایــن حرفـا در ســطح ِ فـَهم و درکِ مــن نـیـسـت! "یه دیقه بـیـا پائـیـن" بـغـلـم کن ... !
اِبی بن بست. . .
باور کن غلو یا بلوف نیست کم نیاوردم کوتاه آمدم...
اِبی بن بست. . .
دلم را با پـــــَر قو پـــــــُر کردم
احساست را بخوابان ...
جايش گرم است
آسيبي نمي بيند
اِبی بن بست. . .
چه حیـــــــف! آبی ترین ماهی عــــــاشق میان تنگ سینه ات از نفس افتاد و مرد! پســــرک به شوق ..چقدر دویده بود تا دریـــــا!