اِبی بن بست. . .
اشکِ گرمُ خلوتِ سردِ مرا نادیده ای .. تا بدانی آنقدرها هم شکیبا نیستم !! دل بدست آور شوی با مهربانی های خویش .. لیکن آن روزی که من دیگر به دنیا نیستم !!! هیچ کس جای مرا دیگر نمیداند کجاست !! آنقدر در عشق "تو" غرقم که پیدا نیستم ....!!!!
اِبی بن بست. . .
دوستت دارم هدیه ایست که هر قلبی فهم گرفتنش را ندارد ، قیمتی دارد که هر کسی توان پرداختش را ندارد ، جمله ی کوتاهیست که هر کسی لیاقت شنیدنش را ندارد...
اِبی بن بست. . .
هـَـــر روز بـَر روی دلِـــــــــم مــــی نــویسَم " عاشِـــــٌـقی تـا اطِلآعِِ ثآنـَوی مَمنــــٌــــوع " بــــه رویـــآی بـــآ تـو بــُودَن کــه مـی رِسٌم ... دگـِــر بــآر "دلـــ♥ــم" مــی لـَـرزَد
اِبی بن بست. . .
بيا به عقب برگرديم .. نمي دانم چند سال ، چند وقت ، حوصله ي شرح و توضيح ندارم .. بيا برگرديم ! آنقدر که اگر اين بار به سي سالگی نزدیک شدم به هر جاي گذشته نگاه ميکنم "تو" هم کنارم باشي ..
اِبی بن بست. . .
گفت قول بده... گفتم : چه قولی ؟ گفت : که هر وقت یاد ِمن افتادی بخندی ! رفتی !! همه فکر کردن دوستت نداشتم ، که فقط "خندیدم" ! که همش خندیدم !!
اِبی بن بست. . .
هنـــــــــــ وزَمـ همـ حرفـ حرفـِ توسـ ـت ....هـــــر روز همـ انـ لبـآسـ رآ میپـ وشمـ ...همـ انـ عطـ ـر رآ میزَنمـ همـ انـ کـــــــ ه تو دوستـ دآری . . . پسـ خواهـشاً بودنــِ خیالیَ ت را به واقـــــِ عیت بــِکـِشـ آنـ منـ خودِ واقـِ عیَ ت رآ میخ ـــــواهـَمـ . . .
اِبی بن بست. . .
اوه اوه ما یه مین رفتیم شام بخوریم ببین چه خبر شده...!!!!
اِبی بن بست. . .
دِلگيــــرمـ ؛ از خـــودمــ ... از تـــو ، از واژه مــــــا ! دِلـــمـ يكــ دل ِ سيـــر بــي كســي مــي خـــواهــد بــِـه وسعـتــ تَنهــايــي هــاي بيــن مـــا
اِبی بن بست. . .
بگذار لبهایت را می گویم روی چشمهایم بگذار تا دیگر برای همیشه خوابِ بوسه ببینم .