اِبی بن بست. . .
حالم از این روزگار و این دنیا بهم میخوره که فقط توش تضاد معنی داره!!!!!!!!!!! عشق و نفرت بد و خوب زشت و زیبا تنها و باهم همه چیز تضاد،خسته ام از این روزگار بی رحم
اِبی بن بست. . .
همه ی یهویی ها خوبن !! یهویی بغل کردن یهویی بوسیدن یهویی دیدن یهویی سوپرایز شدن یهویی بیرون رفتن یهویی دوست شدن یهوویی عاشق شدن . . اما امان از یهویی رفتن ها
اِبی بن بست. . .
شرمنــده ام کــه هیچ وقت، مهربانــی هایت را منتشـــر نکردم امـا تــا دلــت بخواهد گلایـه هـا را "پست" کردم و دوستانم"لایک" زدند ...
اِبی بن بست. . .
لعنت به اونی که واسه رفتنش گریه کردیم, رفت واسه دوستاش تعریف کرد؛ خندیدن....
اِبی بن بست. . .
چه موجودات بی دردسری هستند مردگان...!!! نه با دستی ظرفی را چرکین می کنند و نه با حرفی دلی را آزرده... تنها به شمعی قانعند و اندکی سکوت...
اِبی بن بست. . .
ببـــیــــــن این اسمش دلــــــه ! اگر قرار بــــــود بفهمه که فاصله یعنی چــــــــی اگر قرار بــــــود بفهمــــه که نمیشــــه … میشد مغــــــــز ! دلـــــه .. نمی فهمــــــه … ! خواستم اطلاع بدم…
اِبی بن بست. . .
خدايا!
بيا من بغلت كنم
از تنهايي در بياي؛
از تو كه خيري بهم نرسيد!
اِبی بن بست. . .
آنكه مست آمد و دستي به دل ما زد و رفت ، در اين خانه ندانم به چه سودا زد و رفت ، خواست #"تنهايي" ما را به رخ ما بكشد ، طعنه اي بر در اين خانه تنها زد و رفت
اِبی بن بست. . .
بـاشـَد مـَن تـسـلـیـم . .
.امـّا چـه فـایـده . . .
وقـتـے مـے دانـَم آخـر سـر ....
بـه جـاے ایـنـکـه مـَن بـرایـَت پـرچـم سـفـیـد تـکـان دهـم.
"او" بـرایـت لـبـاس ِ سـفـیـد مـے پـوشـد...
اِبی بن بست. . .
چـه مــے دانــے از دل ِ تنگم
گاهــــے به خدایت التماس مــےکنم
فـــقط خوابت را ببینم
مـــے فهمــــے (؟!؟)
خوابتـــــــــ را ...
اِبی بن بست. . .
پدرم نیست که بگوید:
دختر منی همیشه!
خواهرم .........
دل شکسته تراست
مادرم....
غمش بزرگ تر از این حرف هاست
برادرم....
دورتر هاست ....
من بی تمام آنها شده ام
من ...
تنها...
تن-آه شده ام
اِبی بن بست. . .
زن اولی : این مردها واقعاً خیلی لجوج و یک دنده هستند ! زن دومی : چی شده ؟ زن اولی : مثلاً این شوهر من ، دیروز درست چهار ساعت براش توضیح دادم آخرش هم قبول نکرد که نکرد ! زن دومی : خوب چی رو داشتی براش توضیح میدادی ؟ زن اولی : این که من آدم پر حرفی نیستم !!!