اِبی بن بست. . .
آنجا که تو هستی دگر رهگذری نیست / غیر از غم دوریت مرا همسفری نیست / خواهم که به سویت پر پرواز در آرم / افسوس که از بخت بدم بال و پری نیست .
اِبی بن بست. . .
درون دل که پیدا نیست / پر از زندان و زندانیست / تو را محکوم دل کردم / نمی دانم دلیلش چیست / سبب شاید همین باشد / بدون تو نباید زیست .....
اِبی بن بست. . .
کمی گیجم کمی منگم ، عجیب است / پریده بی جهت رنگم ، عجیب است / تو را دیدم همین یک ساعت پیش / برایت باز دلتنگم ، عجیب است.... !
اِبی بن بست. . .
لبخند زدی و آسمان آبی شد / شب های قشنگ تیره مهتابی شد / پروانه ای از تولد زیبایت / تا آخر عمر غرق بی تابی شد .
اِبی بن بست. . .
نه از فلسفه کلامی می دانم و نه منطق می گنجد در کلامم ، بی استدلال دوستت دارم .
اِبی بن بست. . .
مرا جای خودم بگذار / خودت را جای گهواره / و آغوشی تسلی بخش / کنارم باش همواره . ...
اِبی بن بست. . .
ای عشق، شکسته ایم، مشکن ما را/ اینگونه به خاک ره میفکن ما را/ ما در تو به چشم دوستی می بینیم/ ای دوست مبین به چشم دشمن ما را .....
اِبی بن بست. . .
خواب ناز بودم شبی.... دیدیم کسی در میزند.... در را گشودم روی او ...دیدم غم است در می زند... ای دوستان بی وفا...از غم بیاموزید وفا..غم با آن همه بیگانگی..... هر شب به من سر می زند.....
اِبی بن بست. . .
روی یک طاقچه سنگی میون دو قاب رنگی بودن من وتو با هم داره تصویر قشنگی عکس تو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم
اِبی بن بست. . .
پارسال بااو زیر باران راه میرفتم...امسال راه رفتن اورا با دیگری در زیر باران اشکهایم دیدم...شاید باران پارسال اشکهای فرد دیگری بود....
اِبی بن بست. . .
رنگ سال گذشته را دارد/همه ی لحظه های امسالم/سیصد و شصت و پنج حسرت را/همچنان می کشم بدنبالم...
اِبی بن بست. . .
هیچکس لیاقت اشکهای نو را ندارد،و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختنت نمیشود.
اِبی بن بست. . .
آنگاه که انسانی دروغ می گویدبخشی ازجهان رابه قتل می رساند. اینهامرگهای کمرنگی هستندکه انسانهابه اشتباه زندگی می خوانند