اِبی بن بست. . .
روزگاری جاده بودم جاده ای غرق تردد جاده ای کز رفت و آ مد لحظه ای خالی نمیشد من که بسیاری غریبان را به آ بادی رساندم عاقبت خود ماندم و ویرانه تنهایی خود
اِبی بن بست. . .
برگی از اعترافات دختران: بچه که بودیم هر کس ما رو میدید لپامون رو میکشید و میگفت: عروس من میشی خشکله؟؟؟ خب لامصبا!!! حالا که بزرگ شدیم و به شماها نیاز داریم کدوم گوری هستین؟؟؟
اِبی بن بست. . .
دوستای گلم فعلا خدافظ من برم تاااا فردا... شب همگی خوش
اِبی بن بست. . .
خاطرم نیست تو از بارانی یا که از جنس نسیم.... هرچه هستی گذرا نیست هوایت.... بویت.... فقط آهسته بگو با دلم می مانی؟؟
اِبی بن بست. . .
ســخت تــرین لحــظات زنـدگیِ آدم زمـانی است
که خــواب او را ببیـنی
وقتــی از خواب می پــری،
در آغــوش دیـگری باشــی!
اِبی بن بست. . .
حالا دیگر نه از حادثه خبری هست نه از اعجاب چشمهای تو......از دلتنگیهایم هم که بگذریم تنهایی تنها اتفاق این روزهای من است...........
اِبی بن بست. . .
گاه نمیدانم چه پیامی را بهانه کنم تا از حال آنکه جانم با اوست باخبر شوم اینبار که دلتنگی را بهانه کردم فردا را چه کنم........؟؟؟؟؟