اِبی بن بست. . .
برای دلم، گاهی مادری مهربان میشوم، دست نوازش بر سرش میکشم، میگویم: «غصه نخور، میگذرد …» برای دلم، گاهی پدر میشوم، خشمگین میگویم: «بس کن دیگر بزرگ شدی ….» گاهی هم دوستی میشوم مهربان، دستش را میگیرم، میبرمش به باغ رویا … …. دلم ، از دست من خسته است
اِبی بن بست. . .
تورا آرزو نخواهم کرد ، هیچ وقت ! تورا لحظه ای خواهم پذیرفت که خودت بیایی،با دل خود نه با آرزوی من .
اِبی بن بست. . .
گفت قول بده... گفتم : چه قولی ؟ گفت : که هر وقت یاد ِمن افتادی بخندی ! رفتی !! همه فکر کردن دوستت نداشتم ، که فقط "خندیدم" ! که همش خندیدم !!
اِبی بن بست. . .
مگر قلب من بُت بود که خــ ـدا براي شکستنش تو را فرستاد؟
اِبی بن بست. . .
بـــیـــا کــــه بــی دســـتـــــــ تـــــو نــــوازشـــ هـــم شــکــنــجـــه اســتــــــــ . . .
اِبی بن بست. . .
هیچوقت تمام نکن وقتی هنوز می خواهی بجنگی هیچوقت مایوس نشو وقتی هنوز می خواهی بدستش بیاوری هیچوقت به کسی نگو دوستت ندارم وقتی نمی توانی ازش دل بکنی
اِبی بن بست. . .
متنهای جالب پشت ماشینها....
اِبی بن بست. . .
ســرتاســر خیـــــال مــن نقـــاشــــیای کاشــــیاش سبز میشن و نـــاز میکنن مستا شبا تو کوچـه هاش هــــــــوای آواز مــیکنـن
اِبی بن بست. . .
باش ! فقط باش ! همین .... ... ..
اِبی بن بست. . .
توانا بُوَد , هر که ‘ دارا ‘ بُوَد ….. زِ ‘ ثروت ‘ دلِ پیر , بُرنا بُوَد.... به ثروت هر آن ابله بی سواد …… به نزد کسان ، به به ! چه آقا بود