اِبی بن بست. . .
خوشحالم که بردم چون کسی رو از دست دادم که دوستم نداشت
خوشحالم که باختی چون کسی رو از دست دادی که دوستت داشت . . .
اِبی بن بست. . .
کاش همانطور که از شکستن تکه ای شیشه بر میگردی و نگاهش میکنی
وقتی دل مرا شکستی ، یکبار بر میگشتی
فقط نیم نگاهی میکردی . . .
اِبی بن بست. . .
تو بارون که رفتی شبم زیرو رو شد
یه بغض شکسته رفیق گلو شد . . .
اِبی بن بست. . .
یارب تو او را همچو من بر غم گرفتارش مکن
در شهر غربت ای خدا هرگز تو ازارش مکن
هر چند او از رفتنش چشمان من گریان نمود
لیک ای خدای مهربان از غصه پر بارش مکن . . .
اِبی بن بست. . .
حس غریبی ست دوست داشتن وعجیب تر از آن است دوست داشته شدن ..... وقتی میدانیم کسی با جان ودل دوستمان دارد ونفس ها وصدا ونگاهمان در روح وجانش ریشه دوانده به بازی اش میگیریم ..... هر چه او عاشق تر ما سرخوش تر ! هر چه او دل نازک تر ما بی رحم تر!.... تقصیر از ما نیست ...
اِبی بن بست. . .
تو را به جای تمام كسانی كه نمی شناختم دوست می دارم، تو را به جای تمام روزگارانی كه نمی زیستم دوست می دارم، تو را برای دوست داشتن،دوست می دارم
اِبی بن بست. . .
خیلی وقت دیگه نیستی بودنت شده یه حسرت.... میرم و تنها میمونی که بشه برات یه عبرت ....روزگاری دل ما هم گره خورده بود اما ....من که شیدایم و تنها انشالله نباشی تنها.... روزگار ما همینه,روزگار دل بریدن... میشینم تنهای تنها,از ته دل آه کشیدن ....میروم و رو شونه هایم مونده یه نگاه خسته..... پبش تو به یادگاری میذارم دل شکسته .....میرم اما تو بدون که زخمیم,پرهام شکستن .....من که رفتم اما قومی به امید تو نشستن .....سهم من خاطره بود وحسرت یک دل پرخون.... تو ولی خوش باش تا خوشحال میگذره شبهای مجنون.....
اِبی بن بست. . .
چقدر سخته که ببینی هرچی بین تو و دوستت اتفاق می افتاده حتی تک تکه مکالمه هاتون به یه نفر گزارش می شده و خودت خبر نداشتی !
اِبی بن بست. . .
دیروز صبح به دنیا اومدم... به صورت فرشته ای که بالای سرم بود چشم دوختم... اسمشو یادم اومد....مادر....شاید.... پیشونیم رو بوسید و منو به دست فرد دیگه ای سپرد... پدربود....شاید.... وقتی وارد دنیا شدم لبخند زدم.... بدون اینکه بفهمم وارد چه مکانی شدم.... بدون اینکه بدونم بعدها به ازای هر خنده گریه میکنم.... حالا اینجام... امروز هم بدترین روز زندگی منه... روزی که از خدا...جداشدم... به خودم دلداری میدم... این هم میگذره!
اِبی بن بست. . .
خدایا کمکم کن خدا بخدا خسته ام خسنه کمری دیگه برام نمونده اشک های ام خشک شده بسه غم بسه غمه دوری بسه بیقراری بسه نگرانی ااااخ خدا بسه بسه...
اِبی بن بست. . .
برو.. گفتم به خودم سرم رو انداختم پایین امدم طرف خونه ...خدایا من به خاطر این که دوسش دارم نگاهم رو از هر دختری می دزدم 2سال زندگیم رو همین طوری بایاد اون دارم سر میکنم.... فقط با یاد اون که اروم میشم