اِبی بن بست. . .
ای که تو آن من دیگرمی..... ای تو که آن توی دیگرتم.... زاد سفر برگیر و قدم در راه نِه .....که من در پایان راه ......بی صبرانه منتظر رسیدن توام .....
اِبی بن بست. . .
تو می دانی که من از میان همه نعمت های این جهان ، آن چه را برگزیده ام و دوست می دارم تنهایی است....
اِبی بن بست. . .
چه دشوار شده است دم زدن ! در این جا که هر درختی مرا قامت تفنگی است و صدای هرگامی غمم !
اِبی بن بست. . .
نبردی از وفا یک ذره بویی ....به هر ساعت شوی مایل به سویی.... فقط یک نکته میگویم قبول کن ...عزیزم واقعا بی چشم و رویی !!!
اِبی بن بست. . .
این تو نیستی که مرا از یاد برده ای این منم که به یادم اجازه نمیدهم حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند... صحبت از فراموشی نیست.... صحبت از لیاقت است .... !
اِبی بن بست. . .
و تو بدون هیچ واهمه ای از دلتنگی که فردا دچار آن میشوم رفتی... این بود دوست داشتنت؟
دلم به بهانه ی بچگی باز گریست . بگذار دل بزرگ شود تا بداند همیشه هر چه بخواهد نیسسسسسسسسست.
اِبی بن بست. . .
راننده اسکناس مچاله را از من گرفت و پرسید: یک نفرید؟ مکثی کردم و بی حوصله گفتم: بله آقا، خیلی وقته!
اِبی بن بست. . .
دارم جریان استیو جابز و ماجرای اختراع اپل رو برای بابام تعریف میکنم...بابام میگه اپل همین سیب گاز ده ست که رو کامپیوتره.. پـَـــ نــه پـَـــ این سیب همون سیبست که حوا گاز زده استیو هم دیده اسراف نشه.باقی سیبه رو ضمیمه لپتابش کرده!!!
اِبی بن بست. . .
هر روزی که میگذره آدمای بیشتری رو می بینیم که خیلی راحت روی شرافت ؛ صداقت ؛ انسانیت و وجدانشون پا میذارن برای...
اِبی بن بست. . .
حقیقت گم نشده. تکه تکه شده به اسم معرفت، افتاده دست یه مشت آدم بی معرفت
اِبی بن بست. . .
خواهش میکنم : بی حوصلگی هایم را ببخش ، بداخلاقی هایم را فراموش کن ، بی اعتنایی هایم را جدی نگیر ، در عوض من هم تورا می بخشم که مسبب همه ی اینهایی....
اِبی بن بست. . .
خسته ام از لبخند اجباری / خسته از حرفهای تکراری خسته ام از آدمهای تکراری / خسته از محبت های خالی....
اِبی بن بست. . .
این دو کار بر نیاید از هیچ فرد....مردی ز نامرد و نامردی ز مرد
اِبی بن بست. . .
هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند