اِبی بن بست. . .
من برای آنها که دوستم دارند زندگی میکنم... آنها که مرا همانگونه که هستم می شناسند... برای تمام خوبیهایی که میتوانم انجام دهم....
اِبی بن بست. . .
تو بارون که رفتی شبم زیرو رو شد
یه بغض شکسته رفیق گلو شد . . .
اِبی بن بست. . .
یارب تو او را همچو من بر غم گرفتارش مکن در شهر غربت ای خدا هرگز تو ازارش مکن هر چند او از رفتنش چشمان من گریان نمود لیک ای خدای مهربان از غصه پر بارش مکن . . .
اِبی بن بست. . .
شاید “درد” را از هر طرف بخوانی درد داشته باشد اما “درمان” که نباشی “نامرد” می شوی ....
اِبی بن بست. . .
گر گرد کسی بسیار گردی
گرچه بس عزیزی ، خوار گردی . . .
اِبی بن بست. . .
به سلامتی مادر که بخاطر ما هیکلش به هم خورد !
اِبی بن بست. . .
سلامتی مادر که وقتی غذا سر سفره کم بیاد اولین کسی که از اون غذا دوس نداره خودشه . . .
اِبی بن بست. . .
سلامتی اونایی که تو هوای دو نفره با تنهاییشون قدم میزنن . . .
اِبی بن بست. . .
به سلامتی اون دلی که هزار بار شکست ولی هنوزم شکستن بلد نیست . . .
اِبی بن بست. . .
تو را هيچگاه نمي توانم از زندگي ام پاک کنم چون تو پاک هستي مي توانم تو را خط خطي کنم که آن وقت در زندان خط هايم براي هميشه ماندگار ميشوي و وقتي که نيستي بي رنگي روزهايم را با مداد رنگي هاي يادت رنگ مي زنم
اِبی بن بست. . .
ديدی غزلی سرود؟ عاشق شده بود. انگار خودش نبود عاشق شده بود.... افتاد.شکست . زير باران پوسيد آدم که نکشته بود ..... عاشق شده بود
اِبی بن بست. . .
تو که قدر وفا مو ندونستي ميشد يه رنگ بموني نتونستي گمون نکن که تو دستات يه اسيرم دیگه قبلم و از تو پس ميگيرم ....
اِبی بن بست. . .
وقتی که به دنیا اومدم صدایی در گوشم طنین افکند و گفت من تا آخرین لحظه عمرت با تو هستم گفتم تو کیستی گفت من غمم: پیش خود خیال کردم که غم عروسکی هست که من با اون بازی کنم اما الان که فکرشو میکنم میبینم من بازیچه ای هستم به دست غم
اِبی بن بست. . .
هرگز در مسیر پیموده شده گام برندارید،
زیرا این راه تنها به جایی می رسد که دیگران رسیده اند.