اِبی بن بست. . .
در دایره قسمت اگر باران بلا بارید عاشق انست که از دایره بیرون نرود.
اِبی بن بست. . .
کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی , نه حاشیه ای فراموش شدنی
اِبی بن بست. . .
بگذاز تا شیطنت عشق چشمان تو را به عریانی خویش بگشاید،هرچند آنجا جز رنج و پریشانی نباشد اما کوری را به خاطر آرامش تحمل مکن
اِبی بن بست. . .
مترسك انقدر دست هايت را باز نكن..... كسي تو را در آغوش نميگيرد.... ايستادگي هميشه تنهايي دارد
اِبی بن بست. . .
خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .
اِبی بن بست. . .
عشق بینایی را میگیرد، دوست داشتن بینایی میدهد....
اِبی بن بست. . .
گفتی که می بوسم تو را ، گفتی تمنا می کنم ، گفتی اگر بیند کسی ، گفتم که حاشا می کنم گفتی اگر از پای خود زنجیر عشقت وا کنم ، گفتم ز تو دیوانه تر دانی که پیدا می کنم
اِبی بن بست. . .
کاش میشد هیچ کس تنها نبود ....کاش میشد دیدنت رویا نبود ....گفته بودی با تو می مانم ولی... رفتی و گفتی و اینجا جا نبود .....سالیان سال تنها مانده ام ....شاید این رفتن سزای من نبود.... من دعا کردم برای بازگشت ....دست های تو ولی بالا نبود ...باز هم گفتی که فردا میرسی ...کاش روز دیدنت فردا نبود ....
اِبی بن بست. . .
روزي دروغ به حقيقت گفت: مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا كنيم ، حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد. آن دو با هم به كنار ساحل رفتند ، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد و رفت . از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود. ...
اِبی بن بست. . .
كـاش قلبم درد تنهايي نداشت سينه ام هرگز پريشاني نداشت كاش! برگهاي آخر تقويم عشق حرفي از يك روز باراني نداشت كاش! مي شد راه سخت عشق را بي خط پيمود و قرباني نداشت.....
اِبی بن بست. . .
اين رو بدون كه هر وقت دلم برات تنگ ميشه ميرم پشت ابرها و آروم گريه ميكنم پس بدون هروقت بارون مياد دلم برات تنگ شده عزيزم....
اِبی بن بست. . .
من آن گلبرگ مغرورم كه ميميرم ز بي آبي/ ولي با خفت و خواري پي شبنم نميگردم.
اِبی بن بست. . .
زندگی میگذرد خواهی نخواهی..........
اِبی بن بست. . .
اول به نام عشق، دوم به نام تو، سوم به ياد مرگ. بر لوح شيشه اي قلبت بنويس: يا تو وعشق، يا من و مرگ