arash azimi
قشنگترین صدایی که می تونین از عشقتون بشنوین وقتیه که از خواب بیدار میشه و گیج حرف میزنه !
arash azimi
استعداد عجیبی در شکستن داری.... قلب...غرور...پیمان... استعداد عجیبی در نشستن دارم.... به پای تو...به امید تو...در انتظار تو
arash azimi
آخرین حرف دلم : عشق هرگز نمیمیرد مگر اینکه عشاق بی وفا باشند . .
arash azimi
دیدی ای دل که غم عشق دگر باره چه کرد ؟ چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد . .
arash azimi
سبیح نیستم اما نفسم را به شماره انداخته است شوق لمس دست های تو...
arash azimi
امشب بیا و دلت را بسپار به من راه دوری نمیره!!!
arash azimi
ترجیح می دهم حقیقتی مرا آزار دهد ، تا اینکه دروغی آرامم کند. . .
arash azimi
تو رفیق نیمه راهی به خدا غرق گناهی دیگه چاره ای ندارم می دونم در اشتباهی تو دلم جائی نداری تو محبتی نداشتی منو از ریشه سوزوندی دلمو تنها گذاشتی
arash azimi
گفتی منو فراموش کن اما بپرس ببین ارزش به یاد موندنو داری؟
arash azimi
هیچ چیز بیشتر و بدتر از این... مغز استخوان آدمو نمی سوزونه که... اطرافیانت بهت بگن: اگه ... دوستت داشت نمیرفت...!!!
arash azimi
ما سه چیز را در دوران کودکی خود جا گذاشته ایم شادمانی بی دلیل دوست داشتن بی دریغ کنجکاوی بی انتها
arash azimi
کاش و صد کاش نمی ترسیدی که مبادا دل من پیش دلت گیر کند یا نگاهم تلی از عشق به دستان تو زنجیر کند من کمی زودتر از خیلی دیر مثل نور از شب چشم تو سفر خواهم کرد تو نترس سایه ها یاد مرا سمت خیال تو نخواهند آورد کاش می دانستی چه غریبانه به دنبال دلم خواهی گشت تازه خواهی فهمید مثل من عاشق صادق هرگز نکنی پیدا هرگز نکنی پیدااااااااا نوشته شده توسط محمد | چاپ یادداشت | 0 نظر del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo چترها را باید یست. (ادبی) شنبه 28 اسفند ماه سال 1389 ساعت 5:16 PM چتر ها را باید بست با یکی باید رفت دل من میل به کنجی دارد به فرا سوی زمان به بلندای خیزش یک ابر بهار قطرات باران باز هم بر سر من همرهم تر شده باز از شبنم دل من بی تاب است همچو عشق دم صبح آخر امروز خبر دار شدم که جناب سرهنگ یک گواهینامه سوی من داد به پستچی دم در آه ای ماشینها که یکایک مستید و سراسر مختان سوت کشد از این جو بنگارید و بسی شاد شوید که منم دخترکی تازه به راننده شده مست و معقول از این کار به انجام رسیده داریم پول بس به کفایت معقول گوییا راه مرا میخواند میخرم من به وفاداری این س
arash azimi
شراب خواستم... گفت : " ممنوع است " آغوش خواستم... گفت : " ممنوع است" بوسه خواستم... گفت : " ممنوع است " نگاه خواستم... گفت: " ممنوع است " نفس خواستم... گفت : " ممنوع است "
arash azimi
وفا رو از ماهی یاد بگیر که وقتی از آب در میاد ؛ میمیره نه از زنبور که وقتی از گلی خسته میشه ؛ میره سراغ یه گل دیگه...
arash azimi
برای عشق گریه کن اما کسی را به خاطر عشق به گریه کردن ننداز ،