arash azimi
خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد
دیگران ابراز انزجار می کند که
در خودش وجود دارد
arash azimi
دلتنگی همیشه از ندیدن نیست ، لحظه ی دیدار با همه ی زیبایی ، گاه پر از دلتنگی است .
arash azimi
دلتنگی همیشه از ندیدن نیست ، لحظه های دیدار با همه ی زیبایی گاه پر از دلتنگیست که مبادا دیدار شیرین امروز ، خبر تلخ فردا باشد .
arash azimi
برای آن مینویسم که روزی دلش مهربان بود ، مینویسم تا بداند که دل شکستن هنر نیست ، نه دیگر نگاهم را برایش هدیه میکنم و نه دیگر دم از فاصله ها میزنم ، و نه با شعرهایم دلتنگی را فریاد میزنم .مینویسم تا شاید نامهربانی هایش را باور کند
arash azimi
فکر من در این است که پر از شوق تو باشم هر دم که دلم سرشار از عشق تو باشد یکدم قلب من می خواهد که فقط از تو نشان داشته باشد در خود و دو چشمم پر از وسوسه ی لذت دیدار تو باشند در خود و بدان معبودم که تو هستی قلبم که تو هستی روحم که تو هستی فکرم و همه هستی ام
arash azimi
اونایی رو که دوست داری جدا ازاین دل می مونه بخاطر خیلی کسا،به لب زدم قفل سکوت اما دریغ از گلایی که خشک شد تو کویر لوت یه رنگی و یه دل شدن خصلت هر چی عاشقه خوش بحال اون کسی که کنارش دل عاشقه دریایی و آبی شدن رو برگ هر شقایقه کمتر کسی پیدا می شه که تنهایی تو قایقه برای مهربون بودن شاید دیگه وقت نباشه شاید شادی اما دل من یه شوره زاره
arash azimi
من به هر حال که باشم به تو می اندیشم همه شب به تصویر تو می پردازم چیستی؟؟؟ خوابی٬خیالی٬سفری٬خاطری که در این خلوت شبها به تو می اندیشم. اگر آینده به یک پنجره تبدیل شود... پشت آن پنجره حتی به تو می اندیشم. ...دل خوش باش ٬به حقیقت٬به غزلتو به حافظ٬ من که تنها به تو...... تنها به تو می اندیشم.
arash azimi
دوست داشتن درد است نه دردی که از پای بیفکند دوست داشتن زخم است زخمی که انسان با دست خویش بر قلب میزند جریانی تند و دائم از مبداء تا مقصد دوست داشتن فریاد همیشگی قلبها است و دردی است که مرحمش درد است
arash azimi
تـن تـو آهـنگی است و تـن من کلمه ای است که در آن می نـشیند تا نـغمه ای در وجود آیـد سروده ی که تـداوم را می تـپد در نگاهت همه ی مهـربـانی هاست قـاصدی که زنـدگی را خبر می دهد. و در سکـوتـت همه صداها فـریـادی که بـودن را تـجربـه می کـند.
arash azimi
گفتم خدایاازهمه دلگیرم،گفت حتی من؟ گفتم نگران روزیم:گفت آن بامن گفتم خیلی تنهام :گفت تنهاترازمن؟ گفتم درون قلبم خالیست:گفت پرش کن ازعشق من گفتم دست نیازدارم:گفت بگیردست من گفتم ازتوخیلی دورم:گفت من ازتونه گفتم آخرچگونه آرام گیرم؟گفت بایادمن گفتم بااین همه مشکل چه کنم؟گفت توکل به من گفتم هیچ کسی کنارم نمانده:گفت بجزمن گفتم خدایاچرااینقدرمیگویی من؟گفت چون من ازتوهستم وتوازمن....
arash azimi
باتو لحظه ای که درآغوش توبودم لحظه ی باتوبودن لحظه ی درتوبودن برای تودرکنارتوزیستن به یادرآرساعت دلنشین دراوج بودن باتوبودن احساس دلپذیرزندگانی را
arash azimi
سلام بهونه ی قشنگ من برای زندگی / آره بازم منم همون بهونه همیشگی / فدایه مهربونیات چه میکنی با سرنوشت / دلم برات تنگ شده بود این نامه رو واست نوشت نه به اون عشقو امید و آرزو، نه به این جنگ و جدال و گفتگو، نه به اون گریه و دوستت دارمو دلتنگی، نه به این خنده و این نفرت و این دلزدگی، نه به دلبستگیات، نه به ایت خستگیات
arash azimi
آرزو دارم شبی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی برخوردهای سرد را میرسد روزی که بی من لحظه ها را سرکنی میرسد روزی که مرگ عشق را باور کنی میرسد روزی که شبها در کنار عکس من نامه های کهنه ام را مو به مو ازبر کنی . . .
arash azimi
چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار خودتو بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی گل من باغچهء نو مبارک