arash azimi
چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار خودتو بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی گل من باغچهء نو مبارک
arash azimi
زندگی جدولی است که هر کس در صدد حل آن بر آید ، جایزه اش مرگ است . . .
arash azimi
زندگی بافتن یک قالیست نه همان ، نقش ونگاری که خودت می خواهی نقشه از قبل مشخص شده است تودر این بین فقط می بافی نقشه را خوب ببین خوب بباف نکند آخر کار قالی بافته ات را نخرند..
arash azimi
وای بر اسیری کز یاد رفته باشد / در دام مانده باشد صیاد رفته باشد . . .
arash azimi
شده تا حالا کابوس ببینی از خواب بپری و کلی خوشحال بشی که کابوس بوده؟ شده بزرگترین آرزوهاتو تو خواب ببینی از خواب بپری و حالت گرفته بشه ؟ خب این به اون در!
arash azimi
تعریف دانشجو : موجودی است نحیف ، بی پول و عصبی شبیه انسان که از تخم مرغ و گوجه تغذیه میکند و دشمنیه عجیبی با کتاب دارد . . . !
arash azimi
خودش اول نگاهم کرد خدایا / به صد خواهش صدایم کرد خدایا گناه این جدایی گردن اوست / که او آخر رهایم کرد خدایا .
arash azimi
خدایا وقتی ازم گرفتی و بهم بخشیدی ، فهمیدم که معادله زندگی ، نه غصه خوردن برای نداشته هاست و نه شاد بودن برای داشته ها . . .
arash azimi
“دوستت دارم” تکیه کلام تو بود من بی جهت به آن تکیه داده بودم…!!! .
arash azimi
غم «دانه» «دانه» بر صورتم میریزد شور است طعم دوریت...
arash azimi
میدونی وقتی خدا داشت بدرقه ات میکردبهت چی گفت؟:جایی که میری مردمی داره که میشکنندت!نکنه غصه بخوری من همه جا باهاتم توتنهانیستی توکوله بارت عشق میذارم که بگذری قلب میذارم که جا بدی اشک میدم که همراهیت کنه ومرگ میدم که بدونی برمیگردی پیشم
arash azimi
عمرسیت حیران و سرگدان ماندم در جستجوی خود گشتم ولی نیافتم خود را در جستجوی تو بودم نیافتم تو را چرا اینگونه است سرنوشتم نمیتوانم کسی را داشته باشم و متعلق به کسی باشم آیا گناهی مرتکب شدم آیا خطاییی سر زده نه خطایی نکردم بلکه بد شانسم بدبیارم خداوندا مرا دوست بدار تنهام نذار خدایا منو دوست داشته باش دلمو نشکن ................................................................
arash azimi
من اگر اشک به دادم نرسد می شکنم ، اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم ، بر لب کلبه ی محصور وجود ، من اگر در این خلوت خاموش سکوت اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم ، از هجر تو آهی نکشم تک و تنها ، به خدا می شکنم ، می شکنم !
arash azimi
ترس از عشق، ترس از زندگی است، آنان که از عشق می گریزند، مردگانی بیش نیستند آنان که عشق خود را آشکار نکنند معشوق نخواهند بود (شکسپیر)
arash azimi
زندگی را دوست دارم به شرط آن که: (ز)آن زندان نباشد (ن)آن ندامت نباشد (د)آن در ماندگی نباشد (گ)آن گورستان نباشد (ی)آن یاس نباشد