arash azimi
تلاش نکن که زندگی رو بفهمی زندگی رو زندگی کن! تلاش نکن که عشق رو بفهمی عاشق شو... دست خودمان نیست كه روی حرفمان نمی مانیم ما بر زمینی ایستاده ایم که هر روز خودش را دور می زند...
arash azimi
چه مغرورانه اشک ریختیم، چه مغرورانه سکوت کردیم، چه مغرورانه التماس کردیم، چه مغرورانه از هم گریختیم , غرور هدیه شیطان بود و عشق هدیه خدا، هدیه شیطان را به هم تقدیم کردیم و هدیه خداوند را از هم پنهان...
arash azimi
قبل از اینکه به کسی ابراز علاقه کنی خوب فکراتو بکن چون شاید چراغی تو دلش روشن کنی که خاموش کردنش به خاموش شدن او بیانجامد
arash azimi
هر چند مال من نشدی ولی ازتو خیلی چیزها یاد گرفتم یاد گرفتم به خاطر کسی که دوستش دارم باید دروغ بگم یاد گرفتم هیچ وقت هیچ کس ارزش شکستن غرورمو نداره یاد گرفتم توی زندگیم به اونی که بفهمم چقدر دوستم داره هر روز دلشو به بهونه ای بشکنم یاد گرفتم گریه های هیچ کس رو باور نکنم یاد گرفتم بهش هیچ وقت فرصت جبران ندم یاد گرفتم هر روز دم از عاشقی بزنم ولی خودم عاشق نباشم
arash azimi
غم هایت را بر روی شن بنویس تا باد آن را با خود ببرد شادیهایت را بر روی سنگ بنویس تا برای همیشه باقی بماند…
arash azimi
زندگی گریه ی مختصریست… مثل یک فنجان چای… و کنارش عشق است… مثل یک حبه قند… زندگی را با عشق نوش جان باید کرد…
arash azimi
دستایی رو پیدا کن که در ضعیف ترین حالتت نگهت دارن، چشمایی که در زشت ترین حالتت نگاهت کنن قلبی رو که وقتی توی بد ترین حالت هستی دوست داشته باش
arash azimi
زیباترین سخنی که شنیدم،سکوت دوست داشتنی توبود.. زیباترین احساساتم گفتن دوست داشتن توبود.. زیباترین انتظارزندگیم حسرت دیدارتوبود.. زیباترین هدیه عمرم محبت توبود.. زیباترین تنهاییم گریه برای توبود.. زیباترین اعترافم عشق توبود
arash azimi
بیا ای عزیز نازم برای دلم بخون از ستاره از لایه از غم دنیا بخون تو رفیق بی قرارم تویی اون داروندارم بیا و کنار من باش برام از فردا بخون خواستنت نیاز بودن بودن و بودن و بودن بی تو یک نفس نبودن سر به آسمون کشیدن بی تو هر لحظه برام مرگ فصل عشق و عاطفه مرگ دوری و هجرت یادت کرده عمر منو پرمرگ
arash azimi
دل اگر تنها است .. دل اگر غمگین است …تو چرا غمگینی ؟؟ مگر این دل .. دل توست ؟؟ من اگر شادانم .. من اگر خندانم .. همه از بودن توست … تو که در قلب منی .. لحظه لحظه با منی … بودنت بودن من .. رفتنت رفتن من .. من و تو گمشده در دشت غمیم … در نگاه من و تو ‚ دشت غم . دریاییست !!
arash azimi
قصه از آنجا شروع شد که خیلی عصبانی شد گفت:اگه دوستم داری ثابت کن گفتم چه جوری؟ تیغ رو برداشت و گفت : رگتو بزن گفتم:{{مرگ}} و {{زندگی}} دست خداست گفت: پس دوستم نداری تیغو برداشتم و رگمو زدم وقتی داشتم تو آغوش گرمش جون می دادم آروم زیرلب گفت : اگه دوستم داشتی تنهام نمی ذاشتی.....
arash azimi
تاریک یا روشن، امروز، روز اول احساس ناب ماست. باور کنیم یا نه، صدامان، اینجا کنار حادثۀ شامگاه ماست. بودیم و مانده ایم، چه با شک چه با یقین، این گام اول راه دراز ماست. هر لحظه، دیدن و شوق و سکوت و آه، با من بمان و بمانم برای تو، این حس عاشقانه ام، از گرمی شماست. عاشق شدیم، ولی بی حضور هم، حالا بیا و نور شو، این صبح منتظر آفتاب ماست
arash azimi
چشمانـم به دنبال حقیقت میگردند انگشتانـم ایمان و عقیده را احساس میکنند پاکیزگی را با دستانـم لمس میکنـم و همه چیز را زیـر بـاران اعتراف میکنـم و سپس در مقایل آینـه ایستادم آنرا شکستـم! چه شبیه شد آیـنه با من . . .
arash azimi
آدمک آخر دنیاست بخند ، آدمک مرگ همین جاست بخند ، دست خطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند ، آدمک خر نشوی گریه کنی کل دنیا سراب است بخند ، آن خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل من تو تنهاست بخند!
arash azimi
در بدرقــــــه چشمان تو نميتوان غربت را فراموش كرد و كوچــــــه سرارسر ميشود از وداعي عاشقانــــه...