arash-reza
داستان در مورد سربازیست که بعد از جنگیدن در ویتنام به خانه بر گشت. قبل از مراجعه به خانه از سان فرانسیسکو با پدر و مادرش تماس گرفت. ” بابا و مامان” دارم میام خونه، اما یه خواهشی دارم. دوستی دارم که می خوام بیارمش به خونه. پدر و مادر در جوابش گفتند: “حتما” ، خیلی دوست داریم ببینیمش. پسر ادامه داد:”چیزی هست که شما باید بدونید. دوستم در جنگ شدیدا آسیب دیده. روی مین افتاده و یک پا و یک دستش رو از دست داده. جایی رو هم نداره که بره و می خوام بیاد و با ما زندگی کنه. “متاسفم که اینو می شنوم. می تونیم کمکش کنیم جایی برای زندگی کردن پیدا کنه. “نه، می خوام که با ما زندگی کنه… پدر گفت: “پسرم، تو نمی دونی چی داری می گی. فردی با این نوع معلولیت درد سر بزرگی برای ما می شه. ما داریم زندگی خودمون رو می کنیم و نمی تونیم اجازه بدیم چنین چیزی زندگیمون رو به هم بزنه. به نظر من تو بایستی بیای خونه و اون رو فراموش کنی. خودش یه راهی پیدا می کنه.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
کار زوری ...مهمان زوری....احترام جبری....ارامش بهم ریخته ....
arash-reza
یادم نبود خاطره چهارشنبه سوری رو براتون بگم: اقا ما که خطر از کنار گوشمون گذشت بعد ده سال دوباره رفیتم چهارشنبه سوری کلی گشتیم و گشتیم از هاشمیه پیروزی طرقبه تا صارمی برگشتیم پارک خورشید هم بسته بودن خلاصه بالاخره ی جا پیدا کردیم وسط ترکیدن و ترکوندن و رقصوندن و خندیدن و پریدن بودیم یهویی چشات روز بد نبینه دیدم 4 - 5 نفر شروع کردن به فرار منم داد زدم فلانی فلانی ماموراااااااااا یهویی همه ریختن به فرار من کم تجربه اومدم زرنگی کنم از وسط خیابون فرار کنم داشتم پشت سرم رو نیگاه میکردم که کجان مامورا یهویی خوردم زمین تا اومدم بلند شم دیدم ی دونه غول با کلاه کاسکت و ازین زرها چیه اسمش وایساده خلاصه رو زمین سعی داشتم فرار کنم یارو اومد منو بگیره نمیدونم از کجا یکی دیگه پیدا شد اونو گرفت(طفلی)منم خودمو جمع و جور کردم د بدو این دفعه دیگه پشتمم رو نیگاه نکردم فقط جلوی رومو میدیدم و ویراز میدادم مثل ...... پشت سرم صدای دوتا دختر ناله مبکردن فریاد میزدن ولش ولش کن گویا مامورا خونواده رو گرفته بودن ولی من که غزل رو خونده بودم بد جور میزدن نامردا
رضـــی
هنوز نفهميدم علت بيخوابي هاي شبانه م رو ... / -128-
اره رفیق...
13 سال و 5 ماه و 15 روز و 11 ساعت و 13 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 15 روز و 11 ساعت و 11 دقيقه قبل:-(
13 سال و 5 ماه و 15 روز و 10 ساعت و 47 دقيقه قبل توسط آندروید
13 سال و 5 ماه و 15 روز و 10 ساعت و 45 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 14 روز و 21 ساعت و 47 دقيقه قبل