آراز تورک
من از دست تو در عالم نهم روی @@@ ولیکن چون "تو"در عالم نباشد
آراز تورک
کوه پرسید ز رود... زیر این سقف کبود،راز ماندن در چیست؟ گفت: در رفتن من کوه پرسید و من؟ گفت: در ماندن تو بلبلی گفت : ومن؟ خنده ای کرد و گفت: در غزل خوانی تو آه از آن آبادی که در آن کوه رود رود،مرداب شود و در آن بلبل سرگشته... سرش را به گریبان ببرد و نخواند دیگر من و تو بلبل و کوه و رودیم... راز ماندن جز در خواندن من ماندن تو رفتن یاران سفر کرده مان نیست بدان!
آراز تورک
از کودک فال فروش پرسیدم چه میکنی؟ گفت: از حماقت انسانها تکه نانی دارم!! آنان که در امروزشان مانده اند و از من... فردایشان را طلب دارند!!!
آراز تورک
تا حالا دقت کردین وقتی واسه دل خودت موهاتو درست میکنی چقدر خوشگل میشه ولی وقتی میخوای بری مهمونی یا عروسی بعد از ۳ ساعت کلنجار رفتن شبیه خربزه میشی؟
آراز تورک
یه بار نزدیکی های ونک تو یه ترافیک بدجور گیر کرده بودم یهو انداختم تو یه کوچه فرعی و گازش رو گرفتم ملت هم خیال کردن من بلدم مثل اسب راه افتادن دنبال من!
یکم اینور اونور پیچیدم آخر خوردم به بن بست خیلی ریلکس ماشین
رو ته کوچه پارک کردم رفتم نشستم یه جا، تا نیم ساعت بعد اون ماشینها داشتن سر و ته میکردن که ازکوچه در بیان

13 سال و 9 ماه و 8 روز و 5 ساعت و 6 دقيقه قبل