آرزو
چوب خط انتظارم پر شده است و آبرویم از بس که بی تاب شدم به گِل نشست و من با مرداب بی قراری ها سر دعوا دارم که پایم را بند کرده و تو هیچ نمیدانی جان سالم به در بردن از یک دلهره چه سخت است
آرزو
من شاعرم دانی که شبها باده نوشم /هم جرعه نوشم هم زعشقت خرقه پوشم/ ای ساقی مستانه یک دم مددی کن /حالا تو می دانی که من هم " می " فروشم
آرزو
خدایـــا ؛ کسی را که قسمت کس دیگریست ، سر راهمــان قــرار نــده ! تــا شب های دلتنگیش برای مــا باشــد ، و روزهــای خوشش برای دیگری ..!
آرزو
زمستان است سوز سردی می آید ولی دل من گرم تر از تابستان چرا که دل من برای کسی می تپد اما...او نمیدانم که بداند ...
آرزو
عشق یعنی آن نخستین حرفها
عشق یعنی در میان برفها
عشق یعنی یاد آن روز نخست
عشق یعنی هر چه در آن یاد توست
آرزو
دنبال کسی نیستم که وقتی میگم میرم ، بگه : "نرو!" کسی رو میخوام که وقتی گفتم میرم بگه : "صبر کن منم باهات بیام، تنها نرو"
آرزو
هرگز چشمانت را به خاطر کسی که مفهوم نگاهت، لحن صدایت، محبت و احساست را نمی داند گریان مکن.
آرزو
به اونی که سیگار میکشه میگن سیگاری ، به اونی هم که تریاک میکشه میگن تریاکی . آخه اون بنده خدایی که پیپ میکشه چه گناهی کرده آخه؟!؟!؟ ...
آرزو
قول داده ام گاهی هر از گاهی فانوس یادت را میان این کوچه های بی چراغ و بی چلچله روشن کنم خیالت راحت من همان منم هنوز هم در این شبهای بی خواب و بی خاطره میان این کوچه های تاریک پرسه میزنم اما به هیچ ستارهی دیگری سلام نخواهم کرد...