آرزو
بدن انسان می تونه تا 45 واحد درد رو تحمل كنه. اما زمان تولد، یك زن تا 57 واحد درد رو احساس می كنه این معادل شكسته شدن همزمان 20 استخوانه! مادرتون رو دوست داشته باشید..
آرزو
روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون این که متوجه شود از بین او سجاده اش عبور کرد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق لیلی هستم تورا ندیدم تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه مرا دیدی؟!!!
آرزو
یارو به زنش میگه عزیزم بیا حرفای عاشقانه بزنیم، زنش میگه تو اول شروع کن، قزوینه میگه داداشت خوبه ؟؟
آرزو
ماندم به تو ای گلشن زیبا چه نویسم/ من مور صغیرم به سلیمان چه نویسم /ترسم كه قلم شعله كشد صفحه بسوزد /با این دل تنگم به عزیزم چه نویسم
آرزو
وای از شبها هوای آغوشت دیوانه ام میکند موهایم بد جوری بهانه دستانت را میگیرند تک تک نجواهای شبانه ات لا به لای موهایم مانده اند کاش لا اقل میشد فقط شب بخیر شبها را بگویی تا بخوابم لالایی ها پیشکش من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام فقط نمیدانم چرا هی آه میکشم آه و آه و بازم آه خسته شدم از این همه آه
آرزو
برای آمدنت انتظار كافی نیست
دعا و اشك و دل بیقرار كافی نیست
خودت دعا كن ای نازنین كه برگردی
دعای این همه شب زنده دار كافی نیست..
آرزو
خدایا نبودنهایتـــ دارد تکــــــراری می شــــــود لطــــــــــفا برایم قــــــــدری بودن بفرستــــــــــــ ..
آرزو
خدایا آسان بودن دشوار است آسانم کن خداوندا کلام تو بودن دشوار است بارانم کن خدایا خداوندا! آن نیستم که باید آنم کن
آرزو
خدایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا! " زخم " ها " رحم " می خواهند فقط این دونقطه را بردار تـــــــــو که خــــــــــــــــدایی...
آرزو
باد می پیچد در كوچه های دلهره تردید امان یقین را بریده است من در تمنای سحر می شكافم دل سیاه ظلمت را جاری می شوم در حس شیرین خاطرات می نویسم بیاد نوشته هایی كه در بر می گرفت روح پر از احساس مرا سحر می آید اگر باز كنیم پنجره های مهربانی را...
آرزو
یادت باشه دنیا گرده هر وقت احساس کردی به آخر رسیدی شاید در نقطه شروع باشی.
آرزو
می دانم ! می دانم ! میدانم زیبایی نگاهت در خوابهای نگرانی را ...! رسم خوش چهره دلتنگیت را آوای خوش مهربانیت را ای دور از دست ای آنکه مرا و تو را رازی است از مهر ... میدانم ...! چه آباد و چه ویران ؛ اندکی ببخش ترنم صبوریت را به کویر تشنه ی سردرگمی هایم !!
آرزو
من از طرح نگاه تو امید مبهمی دارم /نگاهت را نگیر از من که با آن عالمی دارم/ اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست /وفا آن است که نامت را نهانی زیر لب دارم