آرزو
كودكی كه لنگه كفشش را امواج از او گرفته بود، روی ساحل نوشت: دریا دزد است. >>مردی كه از دریا ماهی گرفته بود، روی ساحل نوشت: دریا سخاوتمندترین سفره هستی است. >>موج دریا آمد و جملات را با خود محو كرد و این پیام را به جا گذاشت: برداشت دیگران در مورد خود را در وسعت خویش حل كنیم
آرزو
تو مرا می فهمی من تو را می خواهم وهمین ساده ترین قصه یک انسان است تو مرا می خوانی من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم و تو هم می دانی تا ابد در دل من می مانی
آرزو
مجنون همیشه مرد نیست... گاهی مجنون دخترکی تنهاست که زمانی لیلی کسی بود...
آرزو
ببخش .. اگر شعرهایم هیچ آهنگــــی ندارد ... آخر ؛ تویــی را در خود جای داده !.. که به هــزار قافیه و ردیـف و آهنگ می ارزد..!
آرزو
هنوز هم هستند دخترانی كه تنشان بوی محبت خالص می دهد . . . بكرند... نابند... احساساتشان دست نخورده است ، لمس نشده اند ، ... ... ... ت حقیر نشده اند ، آری ، هنوز هم هستند ! نادرند ! كمیاب اند ! پاك اند ! روزی كه قرار می شود كنار گوش كودكی لالایی بخوانند ، شرمشان از نام " مادر " نمی شود ! و زیر آغوش همسرشان ، چشمانشان را نخواهند بست كه با رویای دیگری سر كنند...
آرزو
گــاهـــی خیـــــــــــال میکنم روی دست خــــــــدا مانده ام خسته اش کــــــــــرده ام خودش هم نمـــــــی داند با مـــــــن چـــــه کند؟؟ . . .
آرزو
خدایا نمیدانم بر خویش ببالم که تو را دارم یا از خویش بگریزم که لیاقتت ندارم... تو بزرگی خود به من داده ای... و من ......
آرزو
مردی که در غروب نشسته است فریاد می زند آیا شهادت یک برگ منجر به رستگاری یک باغ می شود ؟ جریان ادامه ی رود است شب مطلع روز و سنگ ریزه های مسافر دیری ست تن به یک سفر تازه داده اند بی هیچ تردید فریاد می زد مردی که می رفت در آن سپیده دم
آرزو
دوســـتـــت دارم را برای هر دویــــمـــان فرستادی هم مـــن , هــــم او خـــیـــانــــت میکردی یا عــــدالتت بود ؟؟
آرزو
گیرم آب ودانه دریغم نداشتید با غم بی هم زبانیم چه میکنید؟؟؟