آرزو
در سرزمین من هیچ کوچه ای به نام هیچ زنی نیست و هیچ خیابانی … بن بست ها اما فقط زنها را می شناسد انگار... در سرزمین من سهم زنها از رودخانه ها تنها پل هایی است که پشت سر آدمها خراب شده اند... اینجا نام هیچ بیمارستانی مریم نیست تخت های زایشگاهها اما پر از مریم های درد کشیده ای است که هیچ یک ، مسیح را آبستن نیستند اینجا زمین است حوا بودن تاوان سنگینی دارد...
آرزو
× آســمان هــم دلــش بــه حالمــان سوختــه می دانــد بارانــش جــز تــداعی خاطــرات حاصــلی نــدارد دیــگر نمی بــارد../.
آرزو
نــه! همیشــه بــرای عــاشــق شــدن، بــه دنبــال بــاران و بهــار و بــابــونــه نبــاش! گــاهــی در انتهــای خــارهــای یــک کــاکتــوس، بــه غنچــه ای مــی رســی کــه مــاه را بــر لبــانــت مــی نشــانــد.
آرزو
نــه! همیشــه بــرای عــاشــق شــدن، بــه دنبــال بــاران و بهــار و بــابــونــه نبــاش! گــاهــی در انتهــای خــارهــای یــک کــاکتــوس، بــه غنچــه ای مــی رســی کــه مــاه را بــر لبــانــت مــی نشــانــد.
آرزو
فصل که رخت عوض کند دوباره عاشقت میشوم گیرم زمستان باشد و من آهسته روی پیاده روی یخ زده راه بروم عشق تو همین شال پشمی است که نفسم را گرم میکند ...
آرزو
فصل که رخت عوض کند دوباره عاشقت میشوم گیرم زمستان باشد و من آهسته روی پیاده روی یخ زده راه بروم عشق تو همین شال پشمی است که نفسم را گرم میکند ...
آرزو
جدایی نادر از سیمین اسکار می گیرد ، جدایی من از تو جانم را ...!
آرزو
راه من .. نگاه توست .... پلک نزن ! . بی راهه می روم ...
آرزو
تمام اکسیژن های دنیا را هم بیاورند به کا رم نمیآید من پر از هوای تو ام
آرزو
دست هایم .. این روزها بوی حافظ می دهند !.. تـفأل که می زنم .. کنعـانم .. بدجـور !! یوسفش را می خواهد !!..
آرزو
بدانکه، نماز زیاده خواندن، کار پیرزنان است و روزه فزون داشتن، صرفه ی نان است و حج نمودن، تماشای جهان است. اما نان دادن، کار مردان است...
آرزو
بدانکه، نماز زیاده خواندن، کار پیرزنان است و روزه فزون داشتن، صرفه ی نان است و حج نمودن، تماشای جهان است. اما نان دادن، کار مردان است...
آرزو
بدن انسان می تونه تا 45 واحد درد رو تحمل كنه. اما زمان تولد، یك زن تا 57 واحد درد رو احساس می كنه این معادل شكسته شدن همزمان 20 استخوانه! مادرتون رو دوست داشته باشید..