آرزو
دخترها مثل سیب های روی درخت هستند. بهترین هایشان در بالاترین نقطه درخت قرار دارند. پسرها نمی خواهند به بهترین ها برسند چون می ترسند سقوط کنند و زخمی بشوند، بنابراین به سیب های پوسیده روی زمین که خوب نیستند اما به دست آوردنشان آسان است، اکتفا می کنند. سیب های بالای درخت فکر می کنند مشکل ازآنهاست درحالی که آنها فوق العاده اند. آنها فقط باید منتظر آمدن پسری بمانند که آن قدر شجاع باشد که بتواند از درخت بالا بیاید
آرزو
سلاااااااااااااااااام به همه ی دوستان
آرزو
یارو به زنش میگه عزیزم بیا حرفای عاشقانه بزنیم، زنش میگه تو اول شروع کن، قزوینه میگه داداشت خوبه ؟؟
آرزو
یارو به زنش میگه عزیزم بیا حرفای عاشقانه بزنیم، زنش میگه تو اول شروع کن، قزوینه میگه داداشت خوبه ؟؟
آرزو
به راستی چقدر سخت است در دل گریستن و به زبان هیچ نگفتن و چقدر دشوار است اشک غم را در ماتمکده دل جاری ساختن،بیایید دستهایمان را پل کرده وبا گذشت از پلیدیها و زدودن قلبهایمان از کدورتها ، فردایی روشن را برای همدیگر نوید دهیم که لطافت زندگانی با طلوع قلبهایمان شکوفا می شود.
آرزو
كاش هرگز در محبت شك نبود
تك سوار مهربانی تك نبود
كاش بر لوحی كه بر جان دل است
واژه ی تلخ خیانت حك نبود
آرزو
كاش هرگز در محبت شك نبود
تك سوار مهربانی تك نبود
كاش بر لوحی كه بر جان دل است
واژه ی تلخ خیانت حك نبود
آرزو
ماندم به تو ای گلشن زیبا چه نویسم/ من مور صغیرم به سلیمان چه نویسم /ترسم كه قلم شعله كشد صفحه بسوزد /با این دل تنگم به عزیزم چه نویسم
آرزو
عشق را از کویر بیاموزیم که دریا بودنش را به آفتاب بخشید.....
آرزو
خوش بودن که به همین سادگــــی نیست! کلی ماجرا دارد... باید تو باشـــی و باران روی مبل ِ کنار شومینه جامهای شـــــراب و سیگار پشتِ سیگار گرمای دستــــهای تو باشد لبخندت... و چشمان ِ من خیره به این همه زیبایــی... انگار خوش بودن به همین سادگی ست!
آرزو
وای از شبها هوای آغوشت دیوانه ام میکند موهایم بد جوری بهانه دستانت را میگیرند تک تک نجواهای شبانه ات لا به لای موهایم مانده اند کاش لا اقل میشد فقط شب بخیر شبها را بگویی تا بخوابم لالایی ها پیشکش من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام فقط نمیدانم چرا هی آه میکشم آه و آه و بازم آه خسته شدم از این همه آه
آرزو
به راستی چقدر سخت است در دل گریستن و به زبان هیچ نگفتن و چقدر دشوار است اشک غم را در ماتمکده دل جاری ساختن،بیایید دستهایمان را پل کرده وبا گذشت از پلیدیها و زدودن قلبهایمان از کدورتها ، فردایی روشن را برای همدیگر نوید دهیم که لطافت زندگانی با طلوع قلبهایمان شکوفا می شود.