آزاده
آرزوهای بزرگ زنی که احساسش را باید برای تلفن همراهش تعریف کند
آزاده
آدم ها می آیند وزندگی می کنند می میرندو می روند اما فاجعه زندگی تو زمانی آغاز می شود که آدمی می میرد و نمی رود ونبودنش در بودن تو آنچنان ته نشین می شود و تو می میری در حالی که زنده ای و او زنده می شود در حالی که مرده است
آزاده
رسم است با گریه به پایان برسد خوابی که شروع می شود با بوسه
آزاده
دوستمون میره مشهد توبه می کنه ، با اتوبوس میره قم ،یه دختر خوشگل همسفرش میشه ، وقتی میرسه قم به حضرت معصومه میگه : به داداش بگو اون قضیه منتفی شده