آزاده
آرزوهای بزرگ زنی که احساسش را باید برای تلفن همراهش تعریف کند
آزاده
بیا با من مدارا کن که من مجنونمو مستم اگر از عاشقی پرسید بدان دلتنگ هم هستم
آزاده
زور زور عشق تو زور احساس همیشه کوره هر جا خود خواهی باشه انصاف از اونجا دور...
آزاده
مجنونم مستم به پای تو نشستم...
آزاده
دلم خونه ، نمی دونه کسی حالمو جز خدا نمی دونه...
آزاده
شاید هم بازرسیم: روزی که من به سان دریای خشکیدم ، و تو چون قایق فرسوده به خاک ماندی ...
آزاده
همین حولی هستند کسایی که تا دیروز می گفتند، بدون تو حتی نفسم نمی توانم بکشم ، اما امروز در آغوش دیگری نفس نفس می زنند
آزاده
بیا فقط یک شب جایمان را عوض کنیم من معشوقه می شوم تو عاشق ، من خیانت می کنم تو فراموش کن اگه تونستی...
آزاده
هر جا دلت شکست قبل از رفتن خودت جاروش کن نزار کسی منعت دستای زخمیشو رو سرت نزاره