arya
گاهی پروانه ها هم اشتباه عاشق میشوند... به جای شمع دور چراغ های بی احساس خیابان میمیرند!
arya
باز باران بارید خیس شد خاطره ها
وای بر دل ابری هوا
هر کجا هستی باش
آسمانت آبی
و تمام دلت از غصه دنیا خالی
arya
به چی فكر میكنی؟ غریبه می زنی دور از حلقه یاران نشسته ای كه چی؟ عطر بارون مستت نكرد؟ رنگای خیال انگیز پاییز غرقت نكرد؟ تو چه خیالی هستی باز؟ سفره ی غمو برچین به دلت آبی بزن به قصد قرب وضو بگیر و صفا كن نیت كن به سمت زمستون بایست و به سپیدی كه به امتداد قامت صبح كشیده شده نگاه كن و بگو : *"*خدا بزرگتر است*"* تقدیم به همه ی دوستای عزیزم *"*یلداتون مبارك*"*
arya
دوره ارزانی است! چه شرافت ارزان تن عریان ارزان و دروغ از همه چیز ارزانتر آبرو قیمت یك تكه نان و چه تخفیف بزرگی خورده است قیمت هر انسان!
arya
یکی قشنگی منظره را می بیند و یکی کثیفی پنجره
این تویی که تصمیم می گیری چه ببینی و چطور ببینی
arya
نیا باران ...! زمین جای قشنگی نیست ،من از اهل زمینم ، خوب میدانم که گل در عقد زنبور است ، ولی سودای بلبل دارد . و پروانه را هم دوست میدارد
arya
سپاس و ستایش دانشگاه آزاد را، که ترکش موجب بی مدرکی است و به کلاس اندرش مزید بی پولی، هر ترمی که آغاز می شود موجب پرداخت زر است و چون به پایان می رسد سیب ضرر، پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمی شهریه ایی واجب، از جیب و جان که برآید کز عهده ی خرجش به درآید!
arya
خسته ام
از هر روز گلایه و گریه
خسته ام
از هر روز بودن و مردن
خسته ام
از هر روز شکستن و بستن
خسته ام
می فهمی؟
از اینکه می خواهم و نیست
از اینکه هست و نمی خواهم
می داند میمیرم
میدانم مرده است!
خسته ام....
arya
کاش قلبها در چهره بود.... آنگاه کسی شیفته لبخندی دروغین نمیشد..
arya
سر گرسنه اش می شود ، شتابان به طرف یخچال می رود در یخچال را باز می کند عرق شرم بر پیشانی پدر می نشیند پسرک این را می داند دست می برد بطری آب را بر می دارد ... کمی آب در لیوان می ریزد صدایش را بلند می کند ، " چقدر تشنه بودم " . . . . . پدر این را می داند پسر کوچولو اش چقدر بزرگ شده است ...
arya
زندگی در گذر حادثه ها گاه تلخ است و گاهی شیرین دل ما در پس این تلخی و شیرینی صادق و صاف بماند زیباست... سلام وصبح بخیر مراپذیراباشید
arya
دلم تنگ است
دلم اندازه حجم قفس تنگ است
سکوت از کوچه لبریز است
صدایم خیس و بارانی است
نمیدانم چرا در قلب من پاییز طولانی است
arya
درود به همه دوستان ، شب شما قشنگ
arya
مهم نیست اگربه من بخندی وقتی میگویم خاطراتم دردمیکنند توفکرکن من دیوانه ام اماباورکن خاطراتم جایی گوشهٔ قلبم ...............گاهی تیرمیکشند باورکن قلبم نیست که تیرمیکشد خاطراتم هستندکه دردمیکن
سپاس فراوان از شما دوست من

14 سال و 9 ماه و 1 روز و 5 ساعت و 11 دقيقه قبل