مُشتبااا ..
خدایا میشنوی ؟؟؟؟؟ صدای هق هق گریه هایم از گلویی می آید که گفته بودی از رگ آن به من نزدیکتری ....... می شنوی؟؟؟؟؟
مُشتبااا ..
خدایا…ﺧﺴﺘﻪ ﺍﯼ؟ ﺧﻮﺍﺑﺖ ﻣﯿﺎﺩ؟ ﭼﺎﯾﯽ ﺑﺮﯾﺰﻡ؟ پرتقال ﭘﻮﺳﺖ ﺑﮑﻨﻢ؟ ﺗﺨﻤﻪ ﻣﯿﺨﻮﺭﯼ…؟ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﺮﯼ ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺨﻮﺍﺑﯽ ﻣﻦ ﺑﺸﯿﻨﻢ ﭘﺸﺖ ﻓﺮﻣﻮﻥ …؟ ﺗﻌﺎﺭﻑ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟ ﻟﻨﮓ ﺑﯿﺎﺭﻡ ﺷﯿﺸﻪ ﺟﻠﻮ ﺭﻭ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﻨﻢ؟ جان من ﺍﯾﻨﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ می بینم ، ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﮐﻼً ؟؟
مُشتبااا ..
خواستید برید دربند از اتوبان برید من شلوغم !!! . . . . . . . . . . . . . . . . . خیابان دکتر شریعتی !!!
مُشتبااا ..
یارو صب تا شب تو خیابون مخ می زنه، شب تا صب تو [!] بوک. بعد می گه دنبال نیمه گمشده ام می گردم. آخه لامصب پازل هزار تیکه هم بودی تا حالا تموم شده بود!
مُشتبااا ..
مقصد مهم نیست، مسیر هم مهم نیست، حتی خود سفر هم چندان مهم نیست؛ همسفر خیلی مهمه. . .
مُشتبااا ..
به سلامتی اونی که واسه رفتنش گریه کردی … اون رفت واسه رفیقاش تعریف کرد با هم خندیدن (احتمالا حکایت من میشه)
مُشتبااا ..
آدم باید یکی رو داشته باشه ساعت دو نصفه شب بهش اس بزنه بگه دلم گرفته... اونم بگه قربون دلت برم.... وگرنه بقیه زندگی به کوفتم نمی ارزه!
مُشتبااا ..
اینجا میشه فحش داد ؟ فحش داد تا آروم شد ؟!
مُشتبااا ..
خدایی حتما باید خیانت کنی و کم محلی کنی تا بیشتر دوستت داشته باشن ؟! نمیشه یه وقتا تو هم دوسشون داشته باشی و بهشون محبت کنی و اونا همونجور بخوانت ....!
مُشتبااا ..
همون آدما , همونایی هستن که حرف همه رو گوش میکنن غیر اونی که باید گوش کنن ... دَهن بینن ......!
مُشتبااا ..
اینقدر بدم میاد از اون آدما که لٌنگ نبسته میپرن توو آب ... وقتی که سیرابت میکنن , وقتی که دلشون و میزنی , یه شبه میزارن میرن ....!