ᾋṨἬἝƓἬ
هر شب همین بساط است، چای و سکوت و یک فیلم / بعد از مرور اشعار سیگار پشت سیگار /
ᾋṨἬἝƓἬ
اگر دست من بود به خورشید مرخصی میدادم به شب اضافه کار . . .
ᾋṨἬἝƓἬ
من دیوانه وار دوستش دارم ..و ...او دیوانه وار طردم میکند.. ما هر دو جنون را به نهایت رسانده ایم
ᾋṨἬἝƓἬ
خواستم پابندت نشم.....اما.......افسوس خیلی دیر جنبیدم