دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*اشکان*

شیشۀ نازک احساس مرا دست نزن ! چِندشم می شود از لکۀ انگشت دروغ …!!! آن که میگفت که احساس مرا می فه... درباره »
*اشکان*
مرد - مجرد
امتیاز: 2217

دنبال‌شدگان

(416 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(293 کاربر)

گروه‌ها

(394 گروه)

بازدید

*اشکان*
*اشکان*

دیوانه باش تا عاقلان غمت را خورند!‏

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

پدری دست بر شانه پسرش گذاشت و از او پرسید:زور من بیشتر است یا تو؟پسر جواب داد من. پدر با کمال ناباوری،سوالش را دوباره تکرار کرد ولی باز همان جواب را شنید. پدر با ناراحتی از پسر خود جدا شد و بعد از چند قدمی که رفت به عقب برگشت و سوال خود را برای بار سوم پرسید شایداین بار جواب بهتری بشنود....پسر زور من بیشتر است یا تو؟ این بار جواب داد پدر عزیزم شما. پدر با تعجب پرسید چرا دوبار اول این را نگفتی و زورت را به رخم کشیدی؟؟؟؟؟ پسر جواب داد:تا وقتی دست شما روی شانه من بود عالم را حریف بودم ولی وقتی دست از شانم کشیدی،قوتم و توانم را با خود بردی

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

سلامتیه اونایی که براشون مثل آتیش چهارشنبه سوری بودیم همه وجودمون تو آتیش عشقشون سوخت تا اونا با شادی از رومون بپرن و رد بشن

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزار دهنده ای است تنها خوشبخت بودن ، در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است . (دکتر علی شریعتی)

*اشکان*
*اشکان*

@گـلـپــری بر سه چیز اعتماد مکن : بردل و بر وقت و برعمر . دل زنگ پذیر است و وقت را تغییر است و عمر در تقصیر است.

این ارسال را بازنشر کرده است.
*اشکان*
*اشکان*

درجلسه امتحان عشق....... من ماندم ویک برگه سفید! یک دنیا حرف ناگفتنی ویک بغل تنهائی ودلتنگی درد دل من در این کاغدکوچک جا نمیشود دراین سکوت بغض آلود قطره کوچکی هوس سرسره بازی میکند وبرگه سفیدم .....! عاشقانه قطره ها را به آغوش میکشد عشق تونوشتنی نیست ! باتو ...... دربرگه ام نار کناره آن قطره اشک یک قلب میکشم وقت تمام است برگه ها بالا

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

آخرین سخنرانی اوباما در رابطه با چهارشنبه سوری: ملتی که در چهارشنبه سوری یکدیگر را با ترقه پاره می کنند اگه انرزی هسته ای بدست بیارن دنیا را پاره می کنند

استقلال
استقلال
توسط *اشکان*

هواداران به پا خیزید از امروز / حمایت ها کنید از تیم پیروز طرفداران آبی کوه وارند / همیشه رنگ دریا دوست دارند طرفداران قرمز در زوال اند / که میدانی زقومی بیخیال اند طرفداران قرمز یک حسودند / نمیدانی مگر بی کاره بودند بیا ما هم به قرمز ها بخندیم / و در ها را به رویشان ببندیم !

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

هر وقت خواستی ببینی یکی دوستت داره توی چشماش زل بزن تا عشقو توی چشماش ببینی اگه نگات کرد عاشقته اگه خجالت کشید برات میمیره اگه سرشو انداخت پایین و یه لحظه رفت تو فکر بدون که بدون تو میمیره

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند از من چه می ماند جز این تکرار پی در پی تکرار من در من مگر از من چه می ماند

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

بخونید جالبه....اولین کسی که عاشقش میشی دلتو میشکونه و میره . دومین کسی رو که میای دوست داشته باشی و از تجربه قبلی استفاده کنی دلتو بدتر میشکنه و میزاره میره . بعدش دیگه هیچ چیز واست مهم نیست و از این به بعد میشی اون آدمی که هیچ وقت نبودی . دیگه دوست دارم واست رنگی نداره .. و اگه یه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو میشکونی که انتقام خودتو ازش بگیری و اون میره با یکی دیگه ...... اینطوریه که دل همه آدما میشکنه

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

بی تو ترك برداشته ام و به هر بهانه ای ، دلم می شكند ، گاهی گم می شوم پشت پنجره ها و سكوتم را بغض می كنم تا نشنوند صدای شكستنم را

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

" [ خدایا ] به جلالت قسم ، رفتن به جام جهانی از فرج آل محمد برایمان مهمتر نیست !!

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

گاه گاهی که دلم می گیرد به تو می اندیشم خوب در یادم هست چه شبی بود آن شب! تو همان نوگل دیرینه و من برگ زردی که فتاده است به خاک و من اندر عجب این دیدار که تو بعد از سال ها هم چنان زیبایی! کاش می دانستی که چه کردی با من در همان لحظه که لبریز ز شوقت بودم چشم بر گرداندی و مرا سوزاندی

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

بوسه زلب هاي تو در خواب گرفتم گويي که گل از چشمه ي مهتاب گرفتم در برکه ي اشکم همه دم نقش تو ديدم اين هديه ي خوبيست که از آب گرفتم هرگز نتواني که زمن دور بماني چون در دل خود عکس تو را قاب گرفتم كاش گناهي كنم كه مجازاتش تبعيد به قلب تو باشد

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش با پول اون نخ خریدم زخم دلم رو بستمش همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم بین من و تو فاصله است یک در سرد آهنی من که کلیدی ندارم تو واسه چی در می زنی این در سرد لعنتی شاید که نخواد وا بشه قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم من واسه تو خیلی کمم