*اشکان*
دیوانه باش تا عاقلان غمت را خورند!
*اشکان*
چقدر خوشحال بود شیطان گمان میکرد فریب داده است مرا ! نمیدانست تو پرسیده بودی : مرا بیشتر دوست داری یا ماندن در بهشت را ؟
*اشکان*
کیسه ی کوچک چای تمام عمر دلباخته لیوان بود ، ولی هر بار که حرف دلش را میزد صدایش در آب جوش میسوخت.. کیسه کوچک چای با یک تیکه نخ رفت ته لیوان و حرف دلش را آهسته گفت . . . لیوان سرخ شد . . .
*اشکان*
توسط موبایل
چه زیباست من و تو روی تخت خواب های جداگانه مان خواب های مشترک میبینیم
*اشکان*
ما باید استوار بایستیم و برای آزادی خودمان تلاش کنیم. هیچ کس نمی تواند مانند حیوان چهارپایی از شما سواری بگیرد، مگر اینکه شما خود در مقابل او خم شده باشید
*اشکان*
امروز که آینه جوابش سنگ است / در ذهن زمانه عشق هم بی رنگ است هر کس که نداند تو خودت می دانی / آری به خدا دلم برایت تنگ است
چه سخته
چقدر سخته واسه ی اون بشکنه یه روز غرورت اون نخواد ولی بمونه همیشه سنگ صبورت
*اشکان*
دلـت به ماندن نیست بـرو، عشـق که گـدایی نـدارد. یادت نیست مگر؟ … این نذر مـن بود، که کوه شوم و پای نبودنهایت بمانم
*اشکان*
آفتاب پنجره را میشناسد حتی اگر بسته باشد مهتاب به دیدارم می آید حتی اگر خسته باشد دل هوای تو میکند حتی اگر شکسته باشد
*اشکان*
حرفی نزنی ! طاقت جنجال ندارم / بدجور شکسته ست دلم حال ندارم درهای قفس باز و دلم عاشق پرواز / از حس پریدن پرم و بال ندارم
*اشکان*
روی قلبی نوشته بودن شکستنی است ؛ مواظب باشید !!! ولی من روی قلبم نوشتم شکسته است ، راحت باشید ! .