*اشکان*
دیوانه باش تا عاقلان غمت را خورند!
*اشکان*
مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم با خیال او ولی تنهای تنها میروم در جوابم شاید او حتی نگوید “کیستی ؟” شاید او حتی بگوید “لایق من نیستی” مینویسم من که عمری با خیالت زیستم گاهی از من یاد کن ، حالا که دیگر نیستم
*اشکان*
در برهوت بی کسی ، تنها تو همزاد منی ای نازتر از خواب شبم ، آیا تو هم یاد منی ؟ .
*اشکان*
احساس عجیبی است.. احساسِ هیتلر را دارم، در آخرین لحظاتِ زندگی اش.. احساسِ یک پیرمردِ الکلی را دارم که گوشه ی خیابان می خوابد و دخترش ، مدت هاست که ترکش کرده.. احساسِ سیگار برگی را دارم که دارد تمام می شود.. احساسِ یک شیرِ تنها را دارم که خسته و گرسنه، روی زمین افتاده و به لاشخور هایی که دورش را گرفته اند نگاه می کند..
*اشکان*
شیشۀ نازک احساس مرا دست نزن ! چِندشم می شود از لکۀ انگشت دروغ …!!! آن که میگفت که احساس مرا می فهمد …. کو کجا رفت که احساس مرا خوب فروخت
*اشکان*
توسط موبایل
مرگت درست از لحظه ای آغاز میشود که در برابر آنچه مهم است سکوت کنی*مارتین لوتر کینگ*
*اشکان*
توسط موبایل
حدایا فقط صدات کردم میخوام بدونم مارو میبینی یا نه فراموش کردی
*اشکان*
دروغ نگو (حتی اگر مجبور بودی) غیبت نکن(حتی اگر به تو بد کرده بود) تهمت نزن(حتی اگر دشمن تو بود)زیاد حرف نزن(حتی اگر خیلی حرف داشتی)گریه نکن(حتی اگر دلت خیلی پر بود)فریاد نکش(مگر دخال یک بالش)با کسی صمیمی نباش(حتی اگر خیلی دوسش داشته باشی)!!! این یک نصیحت بود
*اشکان*
من آن ابرم که می خواهد ببارد ، دل تنگم هوای گریه دارد ، دل تنگم غریب این در و دشت ، نمی داند کجا سر می گذارد .
*اشکان*
زندگی زیباست حتی اگر کور باشی، خوش آهنگ است حتی اگر کر باشی، مسحور کننده است حتی اگر فلج باشی، اما بی ارزش است اگر ثانیه ای عاشق نباشی. ؟
*اشکان*
سوزی که برف داره بارون نداره ، دردی که عاشق داره معشوق نداره ...
*اشکان*
باور کردم تنهایی را چقدر دلم کسی را نمی خواهد امشب . . .
*اشکان*
کا[!]ت ! عاشق ترین مرد آدم بود که بهشت را به لبخند حوا فروخت !! دوباره سیب بچین حوا من خسته ام ، بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند . . .