*اشکان*
دیوانه باش تا عاقلان غمت را خورند!
*اشکان*
سلام *پدر بزرگ* کاش زنده بودی و میدیدی ... که بالاخره بزرگترین آرزوی دوران کودکی ام برآورده شده است ... بدترین آرزویی را میگویم که یک کودک میتواند آرزو کند : " بزرگ شدن ... "
*اشکان*
چه تلاش بیفایده ای؛ خودش رو از قرصهای آرامبخش پر کرده بود ، اونکه قلبش رو از یاد خدا خالی کرده بود ...
*اشکان*
خداوند با دستان تو دست انسان گرفتاری را گرفته است ، وقتی دست افتاده ای را میگیری و لبخند را مهمان قلبش می کنی ؛ و این چه زیباست. نازنین ، دستانت نورانی و بوسیدنی شده اند ...
*اشکان*
اگر مقصدت رو مشخص نکرده باشی ، و اگر برای رسیدن به مقصد و مقصودت یک نقشه راه تهیه نکرده باشی ، کوچه های بن بست زیادی انتظارت رو میکشن
*اشکان*
توسط موبایل
هرگز گنجشکی که تو دستته به امید گرفتنه کبوتری که تو هواست رها نکن
*اشکان*
توسط موبایل
زندگی قصه مرد یخ فروشیست که شب هنگام از او پرسیدند:فروختی گفت نه ولی تمام شد
*اشکان*
آروم آروم دارم به این نتیجه میرسم که باید صبر میکردم اشتباه کردم
*اشکان*
این روزها دلم آغوش ممنوعه ای را میخواهد که شرعی بودنش را فقط من می دانم و خدایم
*اشکان*
چه تقابل عجیبی ست ... به دنیا می آییم ولی به آخرت می رویم ؛ آری برای رسیدن به آخرت باید از دنیا گذشت ...
*اشکان*
باز هم یک جمعه ی بدون تو ، باز هم همان تلخکامی قدیمی ؛ و باز هم قلبی مالامال دلتنگی ... در عصری که بدون تو به غروب متصل می شود
*اشکان*
جــــاده زندگي نبايد پست و هموار باشد تا خوابمان نگيرد دست اندازها نعمتند