*اشکان*
دیوانه باش تا عاقلان غمت را خورند!
*اشکان*
ادامه داستان قورباغه........سپس قورباغه از آرزوی سوم زن سوال کرد و او جواب داد : من دوست دارم که یک سکته قلبی خفیف بگیرم.....
*اشکان*
میرسد روزی که بی هم میشویم ، یک به یک از جمع هم کم می شویم میرسد روزی که ما در خاطرات ، موجب خندیدن و غم می شویم گاه گاهی یاد ما کن ای رفیق میرسد روزی که بی هم میشویم
*اشکان*
این روزها آب و هوای دلم آنقدر بارانی ست که رخت های دلتنگیم را فرصتی برای خشک شدن نیست...
*اشکان*
پرسیدم عشق چیست ؟گفت :اتش است.گفتم مگر آن را دیده ای گفت :نه در ان سوخته ام
*اشکان*
بدی کردیم ، خوبی یادمان رفت ز دلها ، لایروبی یادمان رفت به ویلایِ شمالی خو گرفتیم شهیدانِ جنوبی یادمان رفت ...
*اشکان*
چه تاثیر دلنشینی دارد " غصه نخور ، درست میشود " گفتن های مادر ، اثرش را هزار قرص آرامبخش قوی ندارد .
*اشکان*
به یکدیگر عشق بورزید ولی عشق را به بند نکشید بگذارید دریایی مواج در میان سواحل روحتان باشد. پیمانه های یکدیگر را پر کنید اما از یک پیمانه ننوشید از نان خود به یکدیگر بدهید ولی از یک لقمه نخورید با هم بخوانید برقصید و شادمان باشید اما بگذارید هر کدام از شما خلوت خود را داشته باشید
*اشکان*
هميشه رفتن رسيدن نيست، اما براي رسيدن چاره اي جز رفتن نيست. در بن بست هميشه راه آسمان باز است، پرواز را بايد آموخت!
*اشکان*
اشكي كه بيصداست پشتي كه بيپناست دستي كه بسته است پايي كه خسته است دل را كه عاشق است حرفي كه صادق است شعري كه بيبهاست شرمي كه آشناست دارايي من است ارزاني شماست
*اشکان*
ببخشم کسانی را که هر چه خواستند با من با دلم با احساسم کردند ومرا در دوردست خودم تنها گذاردند و من امروز به پایان خودم نزدیکم... پروردگارا به من بیاموز در این فر صت حیاتم آهی نکشم برای کسانی که دلم را شکستند
*اشکان*
دلتنگی فقط یک اسم مستعار است برای تمام حس هایی که اسمشان را نمی دانیم و هر کدامشان برای خود یک دلتنگی اند . . .
*اشکان*
خوب میدانم برای من کسی مثل تو نیست / خوب میدانم که روزی باز ناچارم به تو میروم شاید دلت روزی گرفتارم شود / میروم اما گرفتارم ، گرفتارم به تو . . .
*اشکان*
سر به هوا نیستم اما همیشه چشم به آسمان دارم حال عجیبی ست دیدن همان آسمان که شاید تو دقایقی پیش به آن نگاه کرده ای .