دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*اشکان*

شیشۀ نازک احساس مرا دست نزن ! چِندشم می شود از لکۀ انگشت دروغ …!!! آن که میگفت که احساس مرا می فه... درباره »
*اشکان*
مرد - مجرد
امتیاز: 2217

دنبال‌شدگان

(416 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(293 کاربر)

گروه‌ها

(394 گروه)

بازدید

*اشکان*
*اشکان*

دیوانه باش تا عاقلان غمت را خورند!‏

*اشکان*
*اشکان*
در مشاعره

در خاک عرب نمانده بادی/کز دختر من نکرد یادی

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

اگر باشی محبت روزگاری تازه خواهد یافت / زمین در گردشش با تو مداری تازه خواهد یافت دل من نیز با تو بعد از آن پاییز طولانی / دوباره چون گذشته نوبهاری تازه خواهد یافت. . . .

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

فاصله گرچه دستهايمان را جداكرد ولی خوشحالم جرات ندارد بدلهايمان نزديک شود

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

شرط دل دادن دل گرفتن ، وگرنه یکی بی دل میشه اون یکی دو دل.

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

اگر گل بودم تقدیم وجودت میشدم اگر تار بودم آهنگ دوست داشتن را مینواختم اگر باران بودم آنقدر می باریدم تا غمهایت را بشویم دریغا که نه گلم ، نه تارم و نه بارانم

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

آنکه به سرنوشت میهن و مردم سرزمین خویش بی انگیزه است ارزش یاد کردن ندارد . آنهایی که از زادگاه خود می روند تا رشد کنند با سپری شدن روزگار می فهمند بزرگترین گنج زندگی را از دست داده اند و آن زادگاه و میهن است .

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

كاش مي شد سه چيز را از كودكان ياد بگيريم: بي دليل شاد بودن و پاي كوبيدن* هميشه سرگرم كار بودن و بيهوده ننشستن* حق و خواسته خود را با تمام وجود خواستن و فرياد زدن

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

به ظاهر عاشقان می گویند: دوستت دارم چون به تو نیاز دارم،عاشقان واقعی می گویند: به تو نیاز دارم چون دوستت دارم

*اشکان*
mode-lebas-majlesi-zanane-f (18).jpg *اشکان*
در Fashion

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

عشق مانند ساعت شنی همان طور که قلب را پر می کند مغز را خالی می کند.

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

پای من خسته از این رفتن بود قصه ام قصه دل کندن بود دل که دادم به یارم دیدم راهش افسوس جدا از من بود

*اشکان*
*اشکان*
در مشاعره

در رخنه غار های دلگیر/میگشت به جست و جوی نخجیر

*اشکان*
*اشکان*

*در پارکینگ رو باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پ ن پ در رو باز کردم هوای کوچه عوض شه

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

خسته شدم مي خواهم در آغوش گرمت آرام گيرم.خسته شدم بس كه از سرما لرزيدم... بس كه اين كوره راه ترس آور زندگي را هراسان پيمودم زخم پاهايم به من ميخندد... خسته شدم بس كه تنها دويدم... اشك گونه هايم را پاك كن و بر پيشانيم بوسه بزن... مي خواهم با تو گريه كنم ... خسته شدم بس كه... تنها گريه كردم... مي خواهم دستهايم را به گردنت بياويزم و شانه هايت را ببوسم...خسته شدم بس كه تنها ايستادم

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

بچه که بودیم بستنیمان را گاز می زدند قیامت به پا می کردیم! چه بیهوده بزرگ شدیم... روحمان را گاز میزنند می خندیم!

این ارسال را بازنشر کرده است.