*اشکان*
دیوانه باش تا عاقلان غمت را خورند!
*اشکان*
نفرین به اون کسایی که روی دلا پا می ذارن تا که می بینن عاشقی میرن و تنهات می ذارن نفرین به آدمایی که تو سینه ها دل ندارن عاشق عاشق کشین ، رحم و مروت ندارن
*اشکان*
هیچ کس اشکی برای ما نریخت هر که با ما بود از ما می گریخت چند روزی هست حالم دیدنیست حال من از این و آن پرسیدنیست گاه بر روی زمین زل می زنم گاه بر حافظ تفاءل می زنم حافظ دیوانه فالم را گرفت یک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زیاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
*اشکان*
چقدر ما آدما عجیبیم. درختا رو قطع میکنیم ازشون کاغذ درست میکنیم و روی کاغذ ها مینویسیم درخت ها رو قطع نکنید
*اشکان*
من به یادت حساب باز می کنم ، شکل ماهت را پس انداز می کنم
*اشکان*
شب بر دنبالریون عزیز بخیر ....ما رفتیم
*اشکان*
عبور تو از حوالی چشم های من, تنها اتفاق غیر منتظره ی زندگیم بود چراکه من… همیشه منتظر نیامدنت بودم …
*اشکان*
عشق یعنی وقتی هزار دلیل برای رفتـن هست هنوز دنبال یه بهــــونه*ای….. که بمـونـی !
چه سخته
چقدر سخته که موندن راه آخر شه نتونی راهيِش باشی