سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
گفتی می آیی
به یاد اخبار هوا شنا سی افتادم
که لذت باران های بی هنگام را می برد ...!
گفتی می آیی
به یاد تمام روزهایی افتادم
که بیهوده چتر برداشته بودم ...!
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
در کلاس محبت پشت نیمکت های صمیمیت درس عشق درس دوستی و یکی شدن را آغاز کردیم . حال به آخرین درسش رسیدیم ، درسی که خوب است تو هم آنرا بدانی عشق باید ورزید به همسفر زندگی و باید ماندگار بود در قلب یاران پس... ای دوست ! ای همسفر ! ای مهربان ! همیشه به یاد تو خواهم بود و فراموشت نخواهم کرد.
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
به تو می اندیشم به تو وتندی طوفان تگاهت بر من به خود وعشق عمیقت در تن به تو خاطره ها که چراهیچ زمانی من وتو مانشدیم جام قلبم که به دست توشکست من چراباز تورامی بخشم؟؟ به تو می اندیشم به توکه غرق افکار خودی من در اندیشه افکار توام قانعم برنگه کوته تو هرزمان در پی دیدار توام . . .
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
اینجا در دنیای من گرگها هم
افسردگی مفرط گرفته اند
دیگر گوسفند نمی درند
به نی چوپان دل میسپارند
و گریه می کنند....
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
باور نمیکنی نه ؟ من هم باور نمیکردم , حتی هنوز , اما واقعیت همین است " آسمان مرا جواب کرده است "
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
برای کشیدن چشمهایت قلم را در شراب زدم حواسم پرت شد ... بوم مست کرد ... نقاشی ام ناتمام ماند !
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
دیشب از خواب پریدم , انقدر نخوابیدم که خواب هم از من پرید .... صاف صاف شدیم
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
غرق خون بود و نمی مرد ز حسرت فرهاد
گفتنش قصه ی شیرین و بخوابش کردند
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
تو نزدیکی که ماهی ها به سمت خونه برگشتن به عشقت راه دریا رو بازم وارونه برگشتن
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
نجار ها هم کورند هنوز هم تخت دو نفره میسازند نمیبینند همه تنهاییم حتی آنهایی که دو نفره میخوابند
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
این روزها شبیه شیشه ی ماشین شده ام
خرد و تکه تکه ...
از هم نمیپاشم ولی شکسته ام باور کن !
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
نوشتم به یاد عقربه ی همیشه در خواب رفته به یاد پنجره جوش خورده چرکی به یاد پیرمرد همیشه جارو به دست به یاد لحظاتی که بی درنگ خوش گذشت....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
آرام آرام بــــردار...قدمهايت را مي گويم ...