خـــستم ولي فردا امتحان دارم .. اما خوابم مياد ... ولي هنوز درس نخوندم .. اما چشام داره بسته ميشه .. پس امتحان چي ؟ چه بلايي سرش مياد .. وقتي من بخوابم جزوه هام تنها ميمونن..اگه نخونمشون خيلي ناراحت ميشن .. ولي من خوابم مياد .. هنوز به جزوه هام نگفتم كه چقدر خسته ام .. اما اونا ديگه بزرگ شدن حتما مي فهمن كه خيلي خسته ام ..خوابم مياد ...
خیلی خوبه که آدم توی کاراش هیچگونه ریاکاری نداشته باشه ! نه توی محبتش نه تویِ بذل و بخشش نه تویِ حرف زدن و کمک کردنش به دیگری ... ولی تشخیص اینکه واقعا داری ریا میکنی یا از ته دل کاری و انجام میدی واسه آدم سخته خب ! واسه همین خیلی وقتا نمیدونی کاری و که انجام دادی واسه خدا بوده یا واسه مردم کسی نظر خاصی در این مورد نداره ؟
مرسی عالی بود . مخصوصا طبقاتش رو که گفتی .
من خودم که دیشب یکم سرچ و اینا فقط همون حدیث حضرت علی رو پیدا کردم و چیز دیگه ای پیدا نکردم .
ولی بازم یه سوال پیش اومد
خب بالاخره هیچ کس فک نمیکنم باشه که از تشویق مردم بدش بیاد . حالا نه تو امر دینی تو هر چیزی . بالاخره آدم چون اجتماعی هست علاقه داره به اینکه تشویق بشه .
حالا مثلا اگه فردی اصلا از همون اول که کارش رو شروع کرده فقط واسه خدا بوده باشه و بعد با تشویق و تمجید مردم خوشحال بشه و حتی ناخوداگاه کمی به خودش مغرور بشه ( میگم ناخوداگاه چون بعد اون غرور رو میکشه تو خودش ) میخوام بگم اینم ریا به حساب میاد ؟ یا نه فقط وقتی ریا هست که از اول توی هدفش مقداری ناخالصی وجود داشته باشه ؟
احساس غرور از یه کار خوب که یه مبحث جدیدی رو باز میکنه اما در مورد ریا هم توضیحات دوستمون کامل بود یه حدیثی که در این مورد شنیدم و الان دقیقن خاطرم نیست در مورد بازگو کردن کارای خوب بود که وقتی به یه نفر کار خوبمونو میگیم از چشم خدا میفته و وقتی به دونفر میکیم اجرکارمون از اسمونا به زمین میاد و وقتی به بیشتر از دو نفر میگیم اون عملمونو تو سرمون میزنن
نمی دونم تاحالا تو رفتار بزرگان دقیق شدی یا نه؟ مثلا بزرگانی مثل ِ آیت الله بهجت و علامه طباطبائی و امام خمینی و ... هنوزم که هنوزه کرامت هاشون بر ما پوشیدست!
البته ما در اون حد نیستیم که اگه واقعا هم در همون ابتدا کارمون رو با نیت الهی شروع کرده باشیم ولی اگه ناخواسته هم یکی فهمید و مارو تشویق کرد ، هیچ حسی درمون ایجادنشه، به قول تو اون ته تهای دلمون کمی خوشحال میشیم،هر چند بعدش از خودمون بدمون میاد ...خوب این از ازرش کارمون کم می کنه.
باید سعی کنیم رو خودمون کار کنیم دیگه ..سخته ولی ممکنه..چون اگه ممکن نبود عدالت خدا میرفت زیر سوال!
خیلی خوبه که چنین چیزهایی دغدغه ی توئه نگین ..راست می گم
ی پیشنهاد برات دارم ..من خودم امتحان کردم ،مفید بود...برای اینکه اهمیت و تشویق دیگران توی تو تاثیر گذار نباشه، سعی کن تو رفتاراشون دقیق نشی، راجع به اطرافیانت زیاد فکر نکنی، خودت رو خیلی وارد هر مسئله ای که به تو مربوط نمیشه نکنی"منظورم این نیست قطع رابطه کنی ها،اشتباه نشه"..این باعث میشه بیشتر به خودت بپردازی و سرت تو کار خودت باشه،اون وقت دیگه کم کمش تو خیلی از موارد مطمئنی که کاری که انجام دادی با چه هدفی بوده.
نه راستش اصلا خیلی در موردشون چیزی نمیدونم . سعی کردم مثلا زندگی نامه ی یه سری افراد بزرگ رو بخونم یا در موردشون بدونم مثه ابوسعید ابوالخیر ولی زیاد متاسفانه مطالعه ای نداشتم در مورد زندگیشون...
آره آخه میدونی من تو علوم اجتماعی هم یادمه میخوندم که انسان دوست داره توسط بقیه تایید بشه . و خب وقتی بقیه تشویقش میکنن نوعی تایید درش به وجود میاد . و به قول تو باید آدم رو خودش کار کنه .
منم متاسفانه جزو اون دسته از آدمهام که خواسته نا خواسته رو یه سری حرفای مردم حساسم . یکیش هم اینه که به نظرشون آدم بدی نیام! و واسه همین بدم نمیاد خوبی هایی که میکنم دیده بشه واسه همین خیلی دنبالش هستم که این اخلاقم رو کامل حذف کنم . خیلی هم رو خودم کار کردم و خب تا حدودی هم نتیجه داده ولی صد در صد نه
مرسی کاری و که گفتی حتما انجام میدم . به قولی باید بی خیال حرف مردم شد و آدم واسه خودش و خداش زندگی کنه . مرسی از راهنماییت عزیزم :* خیلی از حرفات استفاده کردم