هر لحظه می پرسی چه خبر؟ خبر از چه میخواهی .. بنشین برایت بگوییم از خبرهای اطرافم / پیرمرد همسایه بقلی مــُرد زنش بد جور گریه می کرد / فرزندانش ناراحت و در دل خوشحال برای #ارثیه ای که بهشان خواهد رسید / پسر سهمش را می شمرد / دختر در تلاش برای گرفتن سهم بیشتر / باز هم بگو چه خبر / اینجا بیابان نیست که #تهی باشد اینجا خبر فراوان است اما با #روحت بازی میکند . . . بگذار برایت از کودک همسایه بگوییم که هر روز #پدر معتادش برای گرفتن #سیگار به بقالی محل می فرستدش و پولش را هم می زند به حساب ، چند دفتری حساب پرداخت نشده دارد . . . اما نگاه معصومانه کودک نمی گذارد #بقال حرفی بزند / دیگر چه خبر؟ خبر فراوان است کمی آهسته برو زیر پایت غرور های زیادی له شده / #قلب های خــُرد شده زیاد است / این روزها چسب گران است دل های شکسته به هیچ درد نمی خورد . . . باز هم بگویم!! خبر زیاد است ! / #عاطی / 92/03/14
چگونه دست دلم را بگيرم ودر كنار دلتنگيهايم قدم بزنم در اين خيابان كه پر از چراغ و چشمك ماشينهاست ...نه آقايان: مسير من با شما يكي نيست از سرعت خود نكاهيد من آداب دلبري را نمي دانم شـــــبتون بخير دوستان باي باي