بازی با کلمات و دِل واژه ...
در باز بود غريبه اي آمد در خلوت آرام دلم ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
ميم مثل من و چشماني كه مي بارد همه دم ....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دستت در نكند روزگار خوب جواب تمام تحمل هايم را دادي ...
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
شده ام خراب وبد نام وهنوز امیدوارم/ که به همت عزیزان برسم به نیک نامی
بازی با کلمات و دِل واژه ...
نيست ديگر حتي ذره اي ازآن اشتباه گذشته ..اما نميدانم چرا هر چند وقت يكبار تفاله هايش ياد مرا ميكنند ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تك تك خاطره ها به فراموشي رسيد .. باور كن..
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تاريك است روزگار.رويا پردازي مي كنند اين روزها مردمان اين سرزمين ... كاش بدانند روياهاي اين سرزمين از زمانيكه اميد جوانانش نابود شد رفته است ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
آباد نمي شود ديگر اين ناكجا آباد هاي دلم....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
كوچه پس كوچه هاي كودكي ... از جلوي چشمانم عبور ميكند ..چيزي نمانده ..جز آه دلي از گذشته ها
بازی با کلمات و دِل واژه ...
شب شد ..اسمان دلم من هم تـــآريك...