avaa
هر خار پله ایست برای در آغوش گرفتن گل سرخ."
avaa
یک و یک... یک و یک همیشه دو نمی شود گاه باد می کند، چهار می شود گاه میل می کند به صفر گاه نیز می زند به کله اش... هوس کند می رود به آسمان، هزار می شود. یک و یک برای من... -- من که سال هاست در ردیف آخر کلاس زندگی نشسته ام -- جز دو خط ساده نیست؛ جز دو خط که پا به پای هم در سفید صفحه راه می روند، وز این جهان خط کشی و کاغذی عبور می کنند... جز دو خط ساده که در انتهای دور در تقاطع زمین و آسمان؛ روی خط نازکی به نام زندگی عاقبت به پای هم ... پیر می شوند! « توی گوشتان فرو کنید! یک و یک مساوی دو است. » آه... من که حرف این حساب را سرم نمی شود ...................................... پروردگارا از عشق امروزمان چیزی برای فردایمان باقی بگذار.... به اندازه یک نگاه... به اندازه یک لبخند.... تا به یاد داشته باشیم که روزی عاشق هم بودیم !
avaa
از دنیا بیزار میشوم وقتی بر بهترینم سخت میگیرد..سیلی جانانه ای میخواهد دنیا!
avaa
آمدنم بوی رفتن میدهد..باید باور داشت رفتن عزیزی که سایه اش بر سرت جاریست...با هیچ فریادی زمین ساکن نمیشود..ولی من هنوز خودم را نشناخته ام..متاسفم خدایا!!..
avaa
مرا از یاد برد آخر ولی من٬ به جز او عالمی را بردم از یاد...