يكديگر را دوست بداريد ... اما از عشق زنجير مسازيد ... ! بگذاريد عشق همچون دريايي مواج ميان ساحل هاي جانتان در تموج و اهتزاز باشد. جامهاي يكديگر را پر كنيد اما از يك جام منوشيد. از نان خود به يكديگر هديه دهيد اما هر دو از يك قرص نان تناول مكنيد. به شادماني با هم برقصيد و آواز بخوانيد اما بگذاريد هر يك براي خود تنها باشيد. همچون سيم هاي عود كه هريك در مقام خود تنها است،اما همه باهم به يك آهنگ ميرسند. دلهايتان را بهم بسپاريد اما به اسارت يگديگر ندهيد. زيرا تنها دست زندگي است كه ميتواند دلهاي شما را در خود نگاه دارد. در كنار هم بايستيد اما نه بسيار نزديك: از آنكه ستونهاي معبد به جدايي بار بهتر كشند، وبلوط و سرو در سايه هم به كمال رويش نرسند ....مثل بابابزرگا نصیحتتون کردم تا ادب شید!..شوخیدم!...ایام بکامتون...شب خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوش
زنه شوهرش رو می بره دکتر. دکتر به زنه می گه: خانم، نباید هیچ استرسی به شوهرتون وارد بشه. باید خوب غذا بخوره، هرچی که می خواد براش فراهم بشه و برای 1 سال هیچ بحث و دعوایی سر هیچ موضوعی حتی سر طلا و ماشین و خونه هم نباید با هم داشته باشن. توی راه برگشت مرده می پرسه: خانم دکتر چی گفت؟ زنه می گه: هیچی، گفت تو هیچ شانسی برای زنده موندن نداری!
يک خرس مخملي خريده ام براي دختري که ندارم يک عينک براي پدري که چشمهايش ديگر نميبيند و حالا ميرَوَم براي او که نيست، گل نسرين بچينم شاد يا غمگين، زندگي، زندگيست و اگر فردا براي شکار پلنگ به دريا رفتم، تعجّب نکنيد! --