عکس اول را در آورد: این پسر اولم محسن است. عکس دوم را گذاشت روی عکس محسن: این پسر دومم محمد است، دوسال با محسن تفاوت سنی داشت. عکس سوم را آورد و گذاشت روی عکس محمد؛ رفت بگوید این پسر سومم.. سرش را بالا آورد، دید شانه های امام(ره) دارد می لرزد..امام(ره) گریه اش گرفته بود.. فوری عکسها را جمع کرد زیر چادرش و خیلی جدی گفت: چهارتا پسرم رو دادم که اشکتو نبینم…
روزیکه نتیجه به نفع ما نبود نه خانه ای نه اتوبوسی ونه بانکی آتش گرفت در دلمان غم گرفت ولی لبخند زدیم چون ما مامور به وظیفه ایم.نه مسئول به نتیجه.... ما تا ابد بر اصول مان پایداریم.
ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقامو فلا خوف عليهم ولا هم يحزنون... گرما دوست داشتني است وقتي دوست داشته باشي گوش به حرف خدايت بكني... هوا ممنون كه گرم مي شوي... اين روزها بيشتر مي فهمم لذت حجاب را، لذت بندگي را... خنكاي بهشت گوارايتان دختران چادري روزه دار..
وقتی حرفای مردم درمورده سیاست یا شما اذیتم میکنه مثه الان که بغض کردم....میام تو این گروه و یکم تو پستایی که چند بار قبلا خوندمشون میگردم و آرووم میشم یکم
دکلمه ی زیبای علی فانی در فراق امام مهدی (عج)
به طاها...به یاسین...به معراجِ احمد...
به قدر و...به کوثر...به رضوان و طوبی...
به وحی الهی...به قرآنِ جاری
به تورات موسی...و انجیل عیسی
بسی پادشاهی کنم در گدایی
چو باشم گدایِ گدایان زهرا
چه شب ها که زهرا، دعا کرده تا ما
همه شیعه گردیم و بیتاب مولا
غلامی این خانواده، دلیل و مرادِ خدا بوده از خلقت ما
مسیرت مشخص...امیرت مشخص
مکن دل دل، ای دل...بزن دل به دریا
که دنیا...که دنیا...که دنیا...به خسران عقبی، نیرزد
به دوری ز اولاد زهرا نیرزد...
و این زندگانیِ فانی...جوانی...خوشی های امروز و اینجا...
به افسوس بسیار فردا...نیرزد
اگر عاشقانه هوادار یاری
اگر مخلصانه گرفتار یاری
اگر آبرو میگذاری به پایش
یقینا...یقینا...خریدارِ یاری
بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت
چه اندازه در ندبه ها زاریاری
به شانه کشیدی...غم سینه اش را
و یا چون بقیه تو سربارِ یاری
اگر یک نفر را به او وصل کردی
برای سپاهش تو سردارِ یاری
به گریه شبی را سحر کردی یا نه
چه مقدار بیتاب و بیمارِ یاری
دل آشفته بودن...دلیل کمی نیست
اگر بیقراری بدان یارِ یاری
و پایان این بیقراری...بهشت است
بهشتی که سرخوش ز دیدارِ یاری
نسیم کرامت وزیدن گرفته
و باران رحمت چکیدن گرفته
مبادا بدوزی نگاه دلت را...به مردم که بازار یوسف فروشی در این دورهِ بد...شدیدا گرفته
خدایا به روی درخشان مهدی...
به زلف سیاه و پریشان مهدی
به قلب رئوفش که دریای داغ است
به چشمان از غصه گریان مهدی
به لب های گرم علی...یا علیش
به ذکر حسین و حسن جان مهدی
به دست کریم و نگاه رحیمش
به چشم امیدِ فقیران مهدی
به حال نیاز و قنوت نمازش...
به سبحان...سبحان...سبحان مهدی
به برق نگاه و به خال سیاهش
به عطر ملیح گریبان مهدی
به حج جمیلش...به جاه جلیلش
به صوت حجازیه قرآن مهدی
به صبح عراق و شبانگاه شامش
به آهنگ سمت خراسان مهدی
به جان داده های مسیر عبورش
به شهد شهود شهیدان مهدی
مرا دائم الاشتیاقش بگردان
مرا سینه چاک فراقش بگردان
تفضل بفرما بر این بنده بی سر و پا
مرا همدم و محرم و هم رکاب
سفرهای سوی خراسان و شام و عراقش بگردان
یا مهدی...یا مهدی...مددی
پروفایل بعضی ها رو که نگاه میکنی...!!! میبینی حضور یه کسایی توشون پر رنگ تره...!!! پروفایل اون پر رنگ ها رو که باز میکنی...!!! میبینی حضور اینا هم اونجا پر رنگ تره...!!! این آدما واسه هم خاصَن...!!! حریم دارن، خلوت دِنجِ عاشقانه دارن...! امروز فهمیدم تو پروفایل این آدما نباید پررنگ شد...! چون ممکنه دل اون آدمای خاص بگیره، بشکنه... دلشون نگران شه که *نکنه دیگه خاص نباشم... نکنه حواستون باشه ♥ ♥ ♥
اصن سه بار بازنشر میکنم
13 سال و 2 ماه و 4 روز و 9 ساعت و 4 دقيقه قبل:* به خدا از ته دلم بودا:بوس
13 سال و 2 ماه و 4 روز و 8 ساعت و 49 دقيقه قبل توسط موبایلنماز روزه هات قبول خانومی
هچنین مال ِ شمام خانومی
اینجوری => 



13 سال و 2 ماه و 4 روز و 8 ساعت و 46 دقيقه قبلبوس ُ نمیگن،بوس ُ عمل میکنن
فدات شم جیگر ,فقط اینکه باگوشی اومدم شکلک ندارم

13 سال و 2 ماه و 4 روز و 8 ساعت و 33 دقيقه قبل توسط موبایللطف داری
الان با کامی اومدم برات شکلک بزارم



13 سال و 2 ماه و 4 روز و 6 ساعت و 27 دقيقه قبل